آزمونی بی‌سابقه برای مرجعیت خبری ایران

یک استاد ارتباطات پوشش مراسم تشییع رهبر شهید را آزمونی کم‌سابقه برای نظام رسانه‌ای ایران دانست و ضمن تأکید بر موفقیت‌هایی چون حفظ مرجعیت خبری، هماهنگی بی‌سابقه و مدیریت پوشش زنده، به نقدهایی نظیر کم‌توجهی به روایت‌های انسانی، ضرورت توسعه راستی‌آزمایی و بهره‌گیری از روزنامه‌نگاری خدمات عمومی نیز پرداخت.

نازنین ملکیان ـ عضو هیات علمی و مدیر گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه ـ در گفت‌وگویی با ایسنا به ارزیابی عملکرد رسانه‌های کشور در پوشش مراسم وداع و تشییع رهبر شهید پرداخت.

مرجعیت خبری و مدیریت جریان اطلاعات

این استاد ارتباطات درباره اهمیت مرجعیت خبری در این رویداد اظهار کرد: «مراسم وداع و تشییع رهبر انقلاب اسلامی را باید یکی از بزرگترین رویدادهای رسانه‌ای تاریخ جمهوری اسلامی ایران دانست. این رویداد نه تنها از نظر گستره جغرافیایی ــ از تهران و قم، نجف و کربلا تا مشهد ــ بلکه از منظر حجم مخاطبان داخلی و خارجی، حضور رسانه‌های بین‌المللی، فعالیت گسترده خبرنگاران و تولید بی‌وقفه محتوا در شبکه‌های اجتماعی، به آزمونی کم‌سابقه برای نظام رسانه‌ای کشور تبدیل شد.»

وی در ادامه درباره معیار موفقیت رسانه‌ها تصریح کرد: «در این رویداد، موفقیت رسانه‌ها را تنها با تعداد ساعات پخش زنده یا حجم اخبار تولیدشده نباید سنجید، بلکه معیار اصلی، توانایی آن‌ها در حفظ مرجعیت خبری، مدیریت جریان اطلاعات، روایت‌سازی حرفه‌ای و جلب اعتماد مخاطبان است. از این منظر، نخستین نقطه قوت رسانه‌های رسمی ایران، حفظ مرجعیت اطلاع‌رسانی بود. در شرایطی که شبکه‌های اجتماعی با سرعت بسیار بالا در حال تولید و انتشار محتوا بودند، رسانه‌های رسمی توانستند جریان اصلی اخبار و تصاویر را در اختیار بگیرند و از شکل‌گیری یک خلأ خبری جلوگیری کنند. این موضوع اهمیت ویژه‌ای داشت، زیرا تجربه‌های مختلف نشان داده است که هرگاه رسانه رسمی در دقایق و ساعات نخست یک رویداد بزرگ دچار تاخیر یا سکوت شود، فضای اطلاع‌رسانی به سرعت در اختیار روایت‌های غیررسمی، شایعات و اطلاعات تاییدنشده قرار می‌گیرد.»

پوششی کم‌سابقه

ملکیان درباره هماهنگی میان اجزای نظام رسانه‌ای کشور توضیح داد: «دومین ویژگی قابل توجه، هماهنگی کم‌سابقه میان اجزای مختلف نظام رسانه‌ای کشور بود. رسانه ملی، خبرگزاری‌های رسمی، رسانه‌های استانی، روزنامه‌ها و پایگاه‌های خبری، اگرچه هر یک ماموریت متفاوتی داشتند، اما در مجموع توانستند تصویری نسبتا منسجم از روند مراسم ارائه کنند. تقسیم کار میان پوشش زنده تلویزیونی، گزارش‌های میدانی، اطلاع‌رسانی لحظه‌ای و تولید محتوای چندرسانه‌ای، موجب شد مخاطب برای دریافت اطلاعات پایه، کمتر با پراکندگی و سردرگمی مواجه شود و این امر تلاش‌های رسانه‌های معاند برای انتشار اخبار غیرواقعی را خنثی کرد.»

این استاد ارتباطات درباره ظرفیت فنی رسانه‌های داخلی اظهار کرد: «از منظر فنی نیز باید اذعان کرد که رسانه‌های داخلی ظرفیت بالایی در مدیریت عملیات رسانه‌ای از خود نشان دادند. استقرار گسترده واحدهای سیار، پوشش هم‌زمان چندین شهر، ارتباط‌های زنده متعدد، استفاده از تصاویر هوایی، هماهنگی میان خبرنگاران، تصویربرداران، سردبیران و مراکز پخش، نشان داد که زیرساخت رسانه‌ای کشور توان پوشش رویدادهای بسیار بزرگ را دارد.»

حضور رسانه‌های خارجی و رقابت روایت‌ها

ملکیان درباره حضور خبرنگاران خارجی در این مراسم گفت: «حضور خبرنگاران و تصویربرداران رسانه‌های خارجی نیز یکی از ویژگی‌های مهم این رویداد بود. گستردگی و اهمیت رویداد موجب شد تعداد زیادی از رسانه‌های معتبر بین‌المللی نیز با اعزام خبرنگار، استفاده از تصاویر میدانی و انتشار گزارش‌های لحظه‌ای، آن را پوشش دهند. در کنار تولیدات رسانه‌های رسمی ایران، رسانه‌ها و خبرگزاری‌های بین‌المللی نیز تصاویر و روایت‌های مستقل خود را منتشر کردند و همین امر مراسم را به صحنه‌ای از رقابت روایت‌های رسانه‌ای تبدیل کرد و البته که شاهد بازتاب گسترده آیین وداع و مراسم‌ تشییع در سطح بین‌المللی بودیم.»

این استاد دانشگاه در تبیین تفاوت چارچوب‌بندی رسانه‌های داخلی و خارجی اظهار کرد: «آنچه در مقایسه پوشش رسانه‌های داخلی و خارجی اهمیت دارد، نه تفاوت در اصل تصاویر، بلکه تفاوت در چارچوب‌بندی خبر است. رسانه‌های داخلی عمدتا بر ابعاد آیینی، اجتماعی، مذهبی و وحدت‌بخش مراسم تمرکز داشتند، در حالی که بسیاری از رسانه‌های خارجی همان رویداد را بیشتر از منظر پیامدهای سیاسی، آینده ساختار قدرت، تحولات منطقه‌ای و بازتاب‌های بین‌المللی تحلیل کردند. این تفاوت، نمونه‌ای روشن از نظریه چارچوب‌بندی در مطالعات رسانه است و این نکته که رسانه‌ها نه تنها واقعیت را با زتاب می‌دهند، بلکه با انتخاب زاویه دید، ترتیب اطلاعات، تصاویر و واژگان، به آن معنا می‌بخشند.»

استمرار پوشش زنده و مدیریت افکار عمومی

دکتر ملکیان درباره اهمیت پوشش بی‌وقفه تصریح کرد: «یکی دیگر از نقاط قوت رسانه‌های داخلی، استمرار پوشش زنده بود. در فضای رسانه‌ای امروز، استمرار اطلاع‌رسانی خود نوعی مدیریت افکار عمومی محسوب می‌شود. رسانه‌ای که بتواند بدون وقفه اطلاعات معتبر منتشر کند، احتمال اثرگذاری شایعات را کاهش می‌دهد و به مرجع اصلی مراجعه مخاطبان تبدیل می‌شود.»

کم‌توجهی به روایت‌های انسانی

این عضو هیات علمی دانشکده رسانه درباره تفاوت پوشش خبری و روایت رسانه‌ای گفت: «ارزیابی حرفه‌ای عملکرد رسانه‌ها زمانی کامل خواهد بود که علاوه بر نقاط قوت، به فرصت‌های بهبود نیز پرداخته شود. نخستین نقد، به تفاوت میان پوشش خبری و روایت رسانه‌ای بازمی‌گردد. رسانه‌های داخلی در پوشش مستمر و سریع مراسم موفق بودند، اما در روایت چندلایه رویداد، هنوز ظرفیت‌های فراوانی وجود دارد. در بسیاری از ساعات پخش، مخاطب تصاویر گسترده‌ای از مراسم، جمعیت و برنامه‌های رسمی مشاهده می‌کرد، اما کمتر با روایت‌های انسانی، تجربه‌های شخصی شرکت‌کنندگان، گفت‌وگوهای عمیق با اقشار مختلف، روایت نیروهای خدماتی، امدادی، انتظامی و داوطلبان یا گزارش‌های تحلیلی از ابعاد اجتماعی و فرهنگی مراسم مواجه می‌شد.»

ملکیان در تشریح ضرورت روزنامه‌نگاری معاصر افزود: «روزنامه‌نگاری معاصر، بیش از آنکه صرفا به بازتاب یک رویداد بپردازد، تلاش می‌کند معنای آن را از خلال تجربه زیسته انسان‌ها روایت کند. مخاطب امروز تنها نمی‌خواهد بداند چه اتفاقی افتاده است، او می‌خواهد بداند آن اتفاق برای مردم چه معنایی داشته، چگونه تجربه شده و چه تاثیری بر جامعه گذاشته است. از سوی دیگر، بخش مهمی از گزارش‌های خبری، همچنان در چارچوب توصیف مراسم باقی ماند. در حالی که خبرنگار میدانی امروز صرفا نباید گزارشگر صحنه باشد، او راوی جزئیات، احساسات، تعاملات اجتماعی و لایه‌های پنهان یک رویداد است. این نوع روایت، نه جایگزین خبر، بلکه مکمل آن است و به افزایش اعتماد و همراهی مخاطب کمک می‌کند.»

نقش پررنگ شبکه‌های اجتماعی و ضرورت راستی‌آزمایی

ملکیان درباره تفاوت این مراسم با رویدادهای مشابه در گذشته اظهار کرد: «یکی از مهمترین تفاوت‌های این مراسم در نحوه انعکاس اخبار و پوشش خبری با رویدادهای مشابه مثل مراسم تشییع بنیانگذار انقلاب اسلامی حضرت امام خمینی (ره)، نقش پررنگ شبکه‌های اجتماعی بود. در این رویداد، کاربران فقط مصرف‌کننده خبر نبودند، بلکه خودشان به تولیدکنندگان روایت تبدیل شدند. هزاران ویدئو، تصویر، گزارش و روایت شخصی، هم‌زمان با پوشش رسانه‌های رسمی در فضای مجازی منتشر شد. برخی از این محتواها تجربه‌های میدانی و شخصی شرکت‌کنندگان ایرانی و غیر ایرانی را بازتاب می‌داد، برخی دیگر تحلیل‌های سیاسی یا مذهبی ارائه می‌کرد و بخشی نیز فاقد منشا مشخص یا راستی‌آزمایی‌شده بود.»

مدیر گروه ارتباطات دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه دانشگاه آزاد واحد تهران مرکزی در ادامه به تغییر اکوسیستم رسانه‌ای اشاره کرد و گفت: «این وضعیت نشان داد که امروزه رسانه‌های رسمی دیگر تنها بازیگران میدان اطلاع‌رسانی نیستند. آن‌ها در یک «اکوسیستم رسانه‌ای هیبریدی» فعالیت می‌کنند، محیطی که در آن رسانه‌های رسمی، رسانه‌های بین‌المللی، خبرنگاران مستقل، اینفلوئنسرها و کاربران عادی، همگی در شکل‌دهی به افکار عمومی نقش دارند. در چنین فضایی، یکی از مهمترین مسئولیت‌های رسانه رسمی، راستی‌آزمایی سریع است. در جریان مراسم، تصاویر قدیمی، برآوردهای متفاوت از جمعیت و فیلم‌ها و محتوای دستکاری شده یا تولید شده با ابزارهای هوش مصنوعی در شبکه‌های اجتماعی دست به دست می‌شد و رسانه‌های معاند نیز به آن دامن می‌زدند اما استمرار پوشش زنده رسانه‌های داخلی مانع از گسترش اخبار جعلی و یا ایجاد خلأ خبری شد و انتظار می‌رفت بخش‌های تخصصی راستی‌آزمایی برای بررسی به برخی ادعاها و اخبار نادرست ایجاد می‌شد و پاسخگویی اتفاق می‌افتاد. در عصر رسانه‌های دیجیتال، مرجعیت خبری دیگر تنها با سرعت انتشار خبر به دست نمی‌آید بلکه به توانایی رسانه در اعتبارسنجی اطلاعات نیز وابسته است.»

تغییر مسیرها و روزنامه‌نگاری خدمات عمومی

ملکیان درباره مدیریت اطلاع‌رسانی تغییر مسیرهای تشییع اظهار کرد: «یکی از رخدادهای قابل توجه این مراسم، تغییر یا اصلاح مسیرهای تشییع در برخی شهرها به دلیل ملاحظات مرتبط با مدیریت جمعیت بود. این موضوع از منظر ارتباطات بحران، تجربه‌ای ارزشمند برای رسانه‌های کشور محسوب می‌شود. رسانه در چنین شرایطی فقط پوشش‌دهنده رویداد نیست، بلکه بخشی از نظام مدیریت بحران و هدایت افکار عمومی است. اطلاع‌رسانی سریع درباره تغییر مسیرها، ارائه نقشه‌های به‌روز، معرفی مسیرهای جایگزین، اعلام زمان تقریبی عبور، هشدار درباره نقاط پرتراکم و انتشار توصیه‌های ایمنی، از جمله وظایفی است که امروزه در قالب «روزنامه‌نگاری خدمات عمومی» تعریف می‌شود.»

وی در ادامه به تفاوت بازنمایی این تغییرات در رسانه‌های داخلی و خارجی اشاره کرد: «اگرچه رسانه‌های رسمی در اطلاع‌رسانی تغییرات نقش فعالی ایفا کردند، اما تجربه این مراسم نشان داد که می‌توان از ظرفیت فناوری‌های نوین، نقشه‌های تعاملی، اعلان‌های لحظه‌ای و سامانه‌های اطلاع‌رسانی مبتنی بر موقعیت مکانی، برای ارتقای کیفیت مدیریت رسانه‌ای چنین رویدادهایی بهره بیشتری گرفت. نکته مهم دیگر، تفاوت بازنمایی این تغییرات در رسانه‌های داخلی و خارجی بود. رسانه‌های داخلی با توجه به حضور میلیون‌ها عزادار در خیابان‌ها، این تغییر مسیرها را نشانه‌ای از حجم بالای جمعیت و ضرورت اتخاذ تصمیم‌های مدیریتی برای حفظ ایمنی شرکت‌کنندگان معرفی کردند، در حالی که برخی رسانه‌های خارجی همان رخداد را با تمرکز بر چالش‌های اجرایی و دشواری‌های مدیریت مراسم روایت کردند. این تفاوت نیز بار دیگر نشان داد که در فضای رسانه‌ای امروز، رقابت اصلی بر سر اصل رویداد نیست، بلکه بر سر تفسیر و معنابخشی به آن است.»

چشم‌انداز مرجعیت رسانه‌ای

ملکیان در جمع‌بندی عملکرد رسانه‌های کشور تصریح کرد: «در مجموع، تجربه پوشش مراسم وداع و تشییع رهبر شهید نشان داد که رسانه‌های رسمی ایران از نظر زیرساخت، توان عملیاتی، مدیریت پوشش زنده و بسیج ظرفیت‌های خبری به سطح قابل توجهی از بلوغ رسیده‌اند. با این حال، اقتضائات عصر رسانه‌های دیجیتال ایجاب می‌کند که این توانمندی‌ها با تقویت روزنامه‌نگاری روایی، بهره‌گیری گسترده‌تر از روایت‌های میدانی، توسعه ساز وکارهای راستی‌آزمایی، روزنامه‌نگاری خدمات عمومی و استفاده هوشمندانه از ظرفیت‌های فضای مجازی تکمیل شود. آینده مرجعیت رسانه‌ای، بیش از آنکه به سرعت انتشار خبر وابسته باشد، به توانایی رسانه در ایجاد اعتماد، ارائه روایت‌های جامع و پاسخگویی به نیازهای متنوع مخاطبان گره خورده است.»

عضو هیات علمی دانشکده علوم اجتماعی، ارتباطات و رسانه در پایان با تأکید بر اهمیت این رویداد برای نظام رسانه‌ای کشور گفت: «مراسم وداع و تشییع رهبر شهید، آزمونی بزرگ برای نظام رسانه‌ای کشور بود تا توان خود را در روایت یکی از مهمترین و بزرگترین وقایع معاصر ایران و نیز بازتاب همبستگی ملی و اجتماعی مردم و پستی دشمنان را به نمایش بگذارد. اگر تجربه‌های این رویداد با نگاهی علمی، حرفه‌ای و آینده‌نگر مورد ارزیابی قرار گیرد، می‌تواند به الگویی برای پوشش رویدادهای بزرگ ملی تبدیل شود، الگویی که در آن رسانه نه تنها روایتگر تاریخ، بلکه یکی از موثرترین عوامل در شکل‌دهی به حافظه جمعی، تقویت انسجام اجتماعی و تثبیت مرجعیت خبری کشور باشد. اگر رسانه‌های رسمی بتوانند این تحول را محقق کنند، نه تنها مرجعیت خبری خود را در داخل کشور بیش از پیش تثبیت خواهند کرد، بلکه در رقابت پیچیده و چندلایه جنگ روایت‌ها نیز جایگاه موثرتری در سطح منطقه و جهان به دست خواهند آورد. آینده رسانه، بیش از آنکه به سرعت انتشار وابسته باشد، به اعتماد عمومی گره خورده است و اعتماد، حاصل ترکیب دقت، شفافیت، روایت حرفه‌ای و پاسخگویی به نیازهای واقعی مخاطب است.»

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شش − یک =

دکمه بازگشت به بالا