روزهای سرنوشت‌ساز پایانی رسول خاتم؛ از حجةالوداع تا ماجرای قلم و دوات

حجةالوداع، غدیر خم، اعزام سپاه اسامه، ماجرای قلم و دوات از رویدادهای مهم پایانی عمر پیامبر اکرم هستند.

سعید شیری: آخرین ماه‌های زندگی پیامبر اسلام صلی الله علیه وآله، یکی از مهم‌ترین مقاطع تاریخ اسلام است؛ به‌ویژه آنکه پیامبر پس از سال‌ها دعوت و مبارزه، در مدینه جامعه اسلامی و حکومت اسلامی را شکل داده بود و در واپسین روزهای عمر، آینده این نظام و امت را پیش روی خود داشت. فاصله میان واقعه غدیر خم تا رحلت پیامبر حدود 70 روز بود و در همین مدت کوتاه، حوادث مهمی مانند اعزام سپاه اسامه بن زید، شدت گرفتن بیماری پیامبر، ماجرای قلم و دوات و گفت‌وگوی ایشان با حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها رخ داد؛ حوادثی که هر کدام بخشی از آخرین روزهای رسالت و سرنوشت جامعه اسلامی پس از پیامبر را نشان می‌دهند.

اهمیت این دوره فقط به نزدیکی آن به رحلت پیامبر صلی الله علیه وآله مربوط نیست. بسیاری از موضوعاتی که پیامبر در این روزها مطرح کرد، درباره آینده جامعه اسلامی و چگونگی ادامه مسیر امت پس از ایشان بود. از همین رو، اگر این حوادث در کنار یکدیگر دیده شوند، تصویری روشن‌تر از آخرین دغدغه‌های پیامبر و فضای جامعه اسلامی در روزهای پایانی عمر ایشان به دست می‌آید؛ روزهایی که در نهایت با رحلت پیامبر و آغاز تحولات مهم سیاسی و اجتماعی در مدینه پایان یافت.

حجةالوداع؛ آخرین سفر پیامبر به مکه
به گزارش تسنیم، در سال دهم هجری، پیامبر صلی الله علیه وآله برای انجام حج به مکه رفتند و مسلمانان زیادی نیز همراه ایشان شدند. این سفر که به «حجةالوداع» معروف شد، آخرین حج پیامبر بود و به همین دلیل، سخنان و رفتار ایشان در این سفر اهمیت زیادی پیدا کرد. پیامبر در جریان این سفر، مناسک حج را به مسلمانان آموزش داد و در سخنرانی‌های خود درباره موضوعاتی مانند حرمت جان و مال مردم، رعایت حقوق یکدیگر، برادری مسلمانان و کنار گذاشتن برخی سنت‌های جاهلی سخن گفت.

حجةالوداع فرصتی کم‌نظیر برای ارتباط مستقیم پیامبر با جمع بزرگی از مسلمانان بود. مسلمانانی که از مناطق مختلف آمده بودند، در این سفر در کنار پیامبر قرار گرفتند و سخنان ایشان را شنیدند. پیامبر پس از پایان مناسک حج، مکه را به مقصد مدینه ترک کرد؛ در واقع می‌توان گفت حجةالوداع فرصتی بود برای طرح مهم‌ترین مسئله جامعه اسلامی، یعنی تعیین جانشینی و واگذاری ولایت و رهبری امت اسلامی به امام علی علیه السلام که امرش از جانب خدا صادر شده بود؛ لذا بازگشت کاروان حج به مدینه، با چند واقعه مهم همراه شد که در تاریخ اسلام جایگاه ویژه‌ای پیدا کرد.

حدیث ثقلین؛ قرآن و اهل‌بیت همراه هم
اولین نشانه‌های صدور حدیث ثقلین به نقل علی بن ابراهیم صاحب تفسیر «قمی» در همان حجةالوداع و موقف منا دیده می‌شود. در این حدیث، پیامبر اکرم، قرآن و اهل‌بیت خود را به عنوان دو یادگار مهم برای امت معرفی کرد و بر پیوند میان این دو تأکید کردند. در یکی از نقل‌های مشهور، پیامبر فرمود کتاب خدا و عترت و اهل‌بیت خود را میان مسلمانان باقی می‌گذارد و این دو از یکدیگر جدا نمی‌شوند تا در حوض بر پیامبر وارد شوند. این حدیث در منابع مختلف اسلامی نقل شده و از احادیث مهم درباره جایگاه اهل‌بیت علیهم السلام به شمار می‌رود.

نکته مهم این است که بیان حدیث ثقلین در حجةالوداع و پیش از واقعه غدیر، یک زنجیره معرفتی به هم پیوسته را شکل می‌دهد؛ به این معنا که حج، بستری برای تبیین مهم‌ترین معارف اسلام و آماده‌سازی امت جهت پذیرش ولایت علوی بود تا این عنصر به عنوان مسئله‌ای اساسی در هدایت جامعه اسلامی مطرح شود. در این چارچوب، غدیر نقطه اوج این مسیر است، جایی که پیامبر صلی الله علیه وآله جایگاه امام علی علیه السلام را برای ادامه مسیر هدایت امت تبیین کردند. همچنان که در معارف اسلامی، هیچ عملی بدون ولایت عترت مورد مقبول خداوند نیست حتی حج و جهاد و سایر احکام.

غدیر خم؛ اعلام ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام
پس از پایان حج، کاروان مسلمانان در مسیر مدینه به منطقه غدیر خم رسید. پیامبر صلی الله علیه وآله دستور داد کسانی که جلوتر رفته‌اند بازگردند و کسانی که عقب مانده‌اند به جمع برسند. سپس در برابر جمعیت مسلمانان سخنرانی کرد و در پایان، دست امیرالمؤمنین علیه السلام را بالا برد و فرمود: «مَنْ کُنْتُ مَوْلاهُ فَهٰذَا عَلِیٌّ مَوْلاهُ». این واقعه به دلیل شرایط برگزاری و جمعیت حاضر، یکی از مهم‌ترین حوادث روزهای پایانی عمر پیامبر به شمار می‌رود.

در نگاه اسلام، سخنان پیامبر در غدیر به معنای اعلام ولایت و رهبری امیرالمؤمنین علیه السلام پس از خود بود. در منابع روایی و تاریخی، آیه‌ی اکمال دین: «الْیَوْمَ أَکْمَلْتُ لَکُمْ دِینَکُمْ … » نیز با واقعه غدیر ارتباط داده شده و کامل شدن دین و تمام شدن نعمت الهی را در پی اعلام ولایت امیرالمؤمنین علیه السلام دانسته‌اند.

سپاه اسامه؛ آخرین فرمان نظامی پیامبر
پس از بازگشت پیامبر به مدینه، یکی از مهم‌ترین اقدامات ایشان، آماده کردن سپاهی به فرماندهی اسامه بن زید بود. پیامبر اسامه را مأمور کرد سپاه را به سمت منطقه شام حرکت دهد و گروهی از مهاجران و انصار نیز در این سپاه حضور داشتند. انتخاب اسامه با توجه به سن کم او اهمیت داشت و درباره فرماندهی وی بحث‌هایی مطرح شد؛ اما پیامبر بر انتخاب خود تأکید کرد و شایستگی اسامه را مورد تأیید قرار داد.

با شدت گرفتن بیماری پیامبر صلی الله علیه وآله، حرکت سپاه اسامه با تأخیر روبه‌رو شد. با این حال، پیامبر همچنان بر حرکت سپاه تأکید داشت و حتی در روزهای بیماری نیز پیگیر اجرای این فرمان بود. در برخی گزارش‌های تاریخی آمده است که پیامبر از کسانی که درباره فرماندهی اسامه اعتراض داشتند، انتقاد کردند و یادآور شدند همان‌گونه که پیش‌تر درباره فرماندهی پدر اسامه نیز اعتراض شده بود، او شایستگی فرماندهی را دارد. شیخ مفید در کتاب «الارشاد» خود به تمرد برخی و توبیخ آنان از سوی پیامبر اشاره کرده و در این میان از ابوبکر بن ابوقحافه و عمر بن خطاب نیز نام برده است. ابن ابی الحدید شارح سنی نهج البلاغه نیز به مخالفت عمربن خطاب با فرماندهی اسامه حتی در زمان پس از وفات پیامبر(ص) و اعتراض شدید ابوبکر به او تصریح کرده است. (شرح نهج البلاغه، 1385ق، ج17، ص183.)

اهمیت ماجرای اسامه در این است که این سپاه یکی از آخرین فرمان‌های نظامی پیامبر بود. پیامبر در حالی دستور حرکت این سپاه را صادر کرد که بیماری‌اش شدت گرفته بود و شرایط مدینه نیز حساس بود. بنابراین، اعزام اسامه را می‌توان بخشی از آخرین تدابیر پیامبر برای حفظ امنیت جامعه اسلامی دانست؛ تدبیری که اجرای آن حتی در روزهای پایانی عمر پیامبر نیز مورد تأکید قرار گرفت. از جهت اعتقادی نیز آزمون و صحنه‌ای الهی برای نمایش حقیقت اهل ایمان نسبت به اهل نفاق بود.

بیماری پیامبر؛ آغاز آخرین روزها
پس از بازگشت به مدینه، بیماری پیامبر صلی الله علیه وآله شدت گرفت. با وجود بیماری، ایشان تا جایی که توان داشتند ارتباط خود را با مردم حفظ می‌کردند و برای نماز به مسجد می‌رفتند. در این روزها، نماز جماعت و اداره امور جامعه همچنان برای پیامبر اهمیت داشت و ایشان تلاش می‌کرد تا آخرین توان خویش را برای هدایت مسلمانان به کار بگیرد.

شدت گرفتن بیماری باعث شد پیامبر بیشتر در خانه بماند و نزدیکان ایشان در کنارشان حضور داشته باشند. در همین روزها، پیامبر سفارش‌ها و سخنان مختلفی داشت و موضوعاتی مانند نماز و رعایت حقوق مردم همچنان در توصیه‌های ایشان دیده می‌شد. فضای مدینه نیز به تدریج متوجه می‌شد که بیماری پیامبر جدی است و ممکن است جامعه اسلامی به زودی با فقدان رهبر خود روبه‌رو شود.

قلم و دوات؛ پیامی که جلویش گرفته شد
یکی از مهم‌ترین حوادث روزهای بیماری پیامبر، ماجرای درخواست قلم و دوات بود. بر اساس روایتی، هنگامی که بیماری پیامبر شدت گرفت، فرمود وسیله‌ای برای نوشتن بیاورند تا نوشته‌ای برای مسلمانان بنویسد که پس از آن گمراه نشوند. در ادامه میان حاضران اختلاف به وجود آمد و عمر بن خطاب گفت: «غَلَبَهُ الْوَجَعُ»؛ یعنی بیماری بر پیامبر غلبه کرده و کتاب خدا نزد ماست و ما را کفایت می‌کند!

پس از این سخن، میان حاضران اختلاف و گفت‌وگو شکل گرفت و فضا به گونه‌ای شد که پیامبر از آنان خواست از نزد ایشان بروند و در حضور او نزاع نکنند. این حادثه به دلیل اینکه پیامبر قصد داشت مطلبی را به صورت مکتوب باقی بگذارد، اهمیت تاریخی زیادی پیدا کرده است.

عبدالله بن عباس نیز بعدها از این حادثه با تعبیر «الرزیة کل الرزیة» یاد کرد و آن را مصیبتی بزرگ دانست.

در برخی نقل‌های دیگر از همین ماجرا، عبارت «هَجَرَ» یا «مجنون» (نستجیر بالله) نیز گزارش شده است. اصل مشترک گزارش‌ها این است که پیامبر در روزهای پایانی بیماری درخواست وسیله نوشتن کردند، میان حاضران اختلاف ایجاد شد و در نهایت نوشته‌ای که پیامبر می‌خواست بنویسد، نوشته نشد.

این ماجرا یکی از بحث‌برانگیزترین اتفاقات روزهای پایانی عمر پیامبر باقی مانده است. پر واضح است که پیامبر اکرم صلی الله علیه و آله همانند غدیر، به سر نهادن بر ولایت امیر مؤمنان و اهل بیت وحی دعوت می‌کردند.

آخرین گفت‌وگو با حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها
در روزهای پایانی عمر پیامبر صلی الله علیه وآله، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها نیز نزد پدرشان حضور داشتند. طبق روایات ما، پیامبر ایشان را نزد خود فراخواند و سخنی را به صورت خصوصی با ایشان در میان گذاشت که موجب گریه حضرت زهرا سلام الله علیها شد. سپس دوباره ایشان را فراخواند و سخن دیگری گفت که باعث شد حضرت زهرا سلام الله علیها لبخند بزند.

حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بعدها توضیح داد که پیامبر در گفت‌وگوی اول خبر رحلت خود را به ایشان داده بود و در گفت‌وگوی دوم فرمود که حضرت فاطمه سلام الله علیها نخستین فرد از خاندان پیامبر خواهد بود که به ایشان ملحق می‌شود. این گفت‌وگو از آخرین لحظات عاطفی میان پیامبر و دخترشان بود و نشان می‌دهد که در روزهای پایانی، پیامبر علاوه بر مسائل مربوط به جامعه اسلامی، درباره سرنوشت نزدیک‌ترین افراد خانواده خود نیز سخن گفته است.

رحلت پیامبر؛ پایان حضور رسول خدا در میان امت
سرانجام بیماری پیامبر صلی الله علیه وآله شدت گرفت و ایشان در مدینه رحلت کردند. رحلت پیامبر برای جامعه اسلامی اتفاقی بسیار بزرگ بود؛ زیرا مسلمانان پس از سال‌ها برای نخستین بار با شرایطی روبه‌رو شدند که پیامبر در میان آنان حضور نداشت. در این شرایط، طبیعی بود که مسئله آینده جامعه اسلامی و نحوه اداره آن به یکی از مهم‌ترین موضوعات پیش روی مسلمانان تبدیل شود.

پس از رحلت پیامبر، پیکر ایشان غسل و کفن و بعد دفن شد. اما هم‌زمان با این اتفاق، در بیرون از محل حضور خانواده پیامبر، تحولات سیاسی مهمی در حال شکل‌گیری بود. گروهی از مسلمانان در سقیفه بنی‌ساعده گرد هم آمدند و درباره رهبری جامعه پس از پیامبر به گفت‌وگو پرداختند؛ این در حالی که بود که چندماه قبل و در رویداد غدیر، خلافت و امامت مسلمین بر عهده‌ی امیر مؤمنان علیه‌السلام واگذار شده بود.

پس از رحلت؛ آغاز یک مرحله تازه
همان طور که اشاره شد، وقایع پس از رحلت پیامبر تنها به مراسم غسل، کفن و دفن محدود نشد. مسئله جانشینی پیامبر و اداره جامعه اسلامی، خیلی زود به یک مسئله سیاسی مهم تبدیل شد. در حالی که پیکر پیامبر هنوز دفن نشده بود، بحث درباره آینده حکومت اسلامی در سقیفه شکل گرفت و پس از آن نیز حوادث سیاسی دیگری در مدینه رخ داد.

به این ترتیب، دوره‌ای که با حجةالوداع آغاز شده بود، با رحلت پیامبر و ورود جامعه اسلامی به مرحله‌ای تازه پایان یافت. حدیث ثقلین، غدیر خم، اعزام سپاه اسامه، ماجرای قلم و دوات و گفت‌وگوی پیامبر با حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها، هر کدام بخشی از حوادث این دوره هستند. کنار هم قرار دادن این اتفاقات کمک می‌کند آخرین روزهای زندگی پیامبر را نه به صورت چند حادثه جدا از هم، بلکه به عنوان دوره‌ای حساس و تعیین‌کننده در تاریخ اسلام ببینیم.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

12 − یازده =

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا