سهروردی چه کسانی را پدران حکمت اشراق می‌دانست؟

کتاب «تبارنامه اشراقیان» با نگاهی تاریخی‌تحلیلی، ریشه‌های ایرانی، خسروانی و فیثاغوری حکمت اشراق را در اندیشه سهروردی بازخوانی و نسبت آن را با عرفان اسلامی بررسی می‌کند.

«تبارنامه اشراقیان» نوشته زهرا زارع، پژوهشی تاریخی‌تحلیلی درباره منشأ، سیر تکوین و پشتوانه‌های معنوی حکمت اشراق در اندیشه شهاب‌الدین سهروردی است. این اثر می‌کوشد تبارنامه‌ای را بازسازی کند که سهروردی در آثار خود، به‌ویژه المشارع و المطارحات، برای حکمت اشراقی ترسیم کرده است؛ تبارنامه‌ای که از یک‌سو به میراث ایرانی و خسروانی پیوند می‌خورد و از سوی دیگر از سنت‌های فیثاغوری و افلاطونی تأثیر می‌پذیرد.

این کتاب بر رساله دکتری نویسنده با عنوان «نسب‌نامه و طریقه عرفانی شیخ اشراق» استوار است و در پنجمین دوره جایزه دکتر فتح‌الله مجتبایی نیز مورد توجه و تقدیر قرار گرفته است. زارع کتاب را در سه فصل سامان داده است. در فصل نخست، با عنوان جانب شرقی حکمت، نویسنده به بررسی اساطیر ایران باستان، میراث خسروانی و مفاهیمی مانند فرّه، شهریاری معنوی و نور می‌پردازد. در این بخش، چهره‌هایی چون کیومرث، فریدون و کیخسرو در نسبت با حکمت اشراقی سهروردی تحلیل می‌شوند و سپس پیوند این سنت با عارفانی چون بایزید بسطامی، حلاج، ابوالعباس قصاب آملی و ابوالحسن خرقانی بررسی می‌شود.

فصل دوم با عنوان جانب غربی حکمت به زنجیره‌ای از حکما می‌پردازد که در روایت سهروردی از هرمس آغاز می‌شود و از اسقلبیوس، انباذقلس، فیثاغورس و افلاطون می‌گذرد. در این بخش، تأکید بر آن است که این حکمای یونانی صرفاً اهل برهان نبوده‌اند، بلکه از منظر سهروردی، بهره‌ای از ذوق، شهود و حکمت الهی نیز داشته‌اند.

به گزارش خبرنگار مهر، در فصل سوم با عنوان خمیره ممزوجه، نویسنده نشان می‌دهد که حکمت اشراق حاصل یک امتزاج ساده میان دو سنت ایرانی و یونانی نیست، بلکه باید آن را نوعی حکمت ممزوج دانست؛ نظامی که در آن شهود و برهان، عرفان و فلسفه، و میراث خسروانی و فیثاغوری در هم تنیده‌اند.

مفهوم تبارنامه در این کتاب

مراد از «تبارنامه» در این پژوهش، شجره‌نامه خانوادگی یا تاریخیِ رایج نیست، بلکه تبارنامه‌ای معنوی و معرفتی است. در این نگاه، سهروردی حکمت را از یک خمیره مقدس ازلی می‌داند که در دو شاخه ادامه یافته است: یکی شاخه شرقی یا خسروانی با محوریت ذوق، شهود، فرّه و حکمت ایران باستان؛ و دیگری شاخه غربی یا فیثاغوری با تأکید بر عقل، برهان، ریاضت و شهود فلسفی.

بر این اساس، سهروردی خود را صرفاً بنیان‌گذار مکتبی تازه معرفی نمی‌کند، بلکه احیاگر و ادامه‌دهنده سنتی کهن می‌داند؛ سنتی که در آن حکمت ایرانی و یونانی دو شاخه از یک اصل معنوی واحدند.

یکی از محورهای مهم کتاب، تحلیل مفهوم فرّه یا خورنه است. نویسنده نشان می‌دهد که سهروردی این مفهوم ایرانی را با مفاهیمی چون نور، سکینه، ولایت و شهریاری روحانی پیوند می‌زند. در این چارچوب، کیخسرو تنها یک پادشاه اسطوره‌ای نیست، بلکه نمونه‌ای از انسان کامل و حکمران آرمانی است؛ شخصیتی که هم ویژگی «پیر» و هم ویژگی «میر» را در خود جمع کرده است.

از همین منظر، ویژگی‌هایی چون دیوستیزی، پاسداری از نظم مینوی و فرّه‌مندی در سنت ایرانی، در عرفان اسلامی به صورت جوانمردی معنوی، ولایت و سلوک باطنی بازخوانی می‌شوند. به این ترتیب، عارفانی مانند بایزید بسطامی و ابوالعباس قصاب آملی در این تبارنامه، ادامه معنوی پهلوانان و شهریاران ایران باستان تلقی می‌شوند؛ نه از حیث تبار تاریخی، بلکه از نظر نقش روحانی و نمادین.

بازسازی شبکه تاریخی و معنویِ حکمت اشراق

اهمیت کتاب در آن است که به‌جای بررسی جداگانه حکمت اشراق، شبکه تاریخی و معنویِ پشت سر آن را بازسازی می‌کند. نویسنده در این مسیر، با برخی خوانش‌های پیشین ـ از جمله تفسیرهای هانری کربن، سیدحسین نصر و جان والبریج ـ وارد گفت‌وگو می‌شود و در مواردی آن‌ها را به نقد می‌کشد؛ از جمله در جایی که به باور او، در برخی تبارنامه‌های پیشین، جایگاه هرمس بیش از اندازه برجسته شده یا برخی چهره‌ها مانند ابوالعباس قصاب آملی نادیده مانده‌اند.

با این حال، باید توجه داشت که تبارنامه سهروردی را نمی‌توان به‌صورت یک تاریخ‌نگاری صرف، خطی و مستند خواند. بخش مهمی از این روایت، تمثیلی، اسطوره‌ای و فلسفی است؛ بنابراین، میان تأثیر تاریخی قابل اثبات و هم‌ترازی معنوی یا نمادین باید تفاوت گذاشت. از این منظر، کنار هم قرار گرفتن نام‌هایی چون هرمس، کیومرث، افلاطون و عارفان مسلمان، لزوماً به معنای وجود رابطه تاریخی مستقیم میان آنان نیست.

در مجموع، «تبارنامه اشراقیان» بیش از آنکه شرحی مقدماتی بر فلسفه سهروردی باشد، تلاشی برای فهم پشتوانه‌های اسطوره‌ای، عرفانی و فلسفی دستگاه اشراق است. این کتاب نشان می‌دهد که سهروردی چگونه حکمت ایرانی و یونانی را در قالب روایتی معنوی و واحد گرد می‌آورد و از دل آن، تصویری تازه از حکمت خسروانی به‌عنوان پایه‌ای ایرانی و شهودی برای فلسفه اشراق ارائه می‌دهد.

«تبارنامه اشراقیان» از حیث موضوع در حوزه‌های فلسفه اسلامی، عرفان، نقد ادبی و تاریخ اندیشه جای می‌گیرد و توسط نشر هرمس در ۵۰۷ صفحه، با قطع رقعی و جلد شومیز منتشر شده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 − سه =

دکمه بازگشت به بالا