پشت «باضیا» به کجا گرم است؟

ابهام‌های یک برنامه پرحاشیه و شبکه‌ای که درباره آن توضیحی داده نشده است!

برنامه «باضیا» در ماه‌های اخیر به یکی از نمونه‌های قابل تأمل تولید محتوای تصویری در فضای مجازی تبدیل شده است؛ برنامه‌ای که اگرچه در ظاهر یک گفت‌وگوی سرگرم‌کننده با چهره‌های فرهنگی، اجتماعی و سیاسی است، اما برخی از مهم‌ترین حاشیه‌های آن نه در فضای داخلی، بلکه در رسانه‌های خارج از کشور شکل گرفته است.

 علی نقدی| از مصاحبه با چهره‌های خارج‌نشین تا گفت‌وگوهایی که بخش‌هایی از آنها در رسانه‌های معاند بازنشر شده، «باضیا» بارها در موقعیتی قرار گرفته که مرز میان سرگرمی، روایت سیاسی و تولید محتوای قابل مصرف برای رسانه‌های خارج‌نشین را مخدوش کرده و به‌نوعی برای معاندین خوراک فراهم می‌کند. با این حال، این برنامه همچنان به فعالیت خود ادامه می‌دهد و حتی شبکه انتشار آن نیز در مواردی با مجموعه‌هایی گره خورده که ارتباطاتی با ساختار رسمی رسانه‌ای کشور دارند؛ موضوعی که ضرورت شفاف شدن مناسبات پشت این برنامه را بیش از گذشته برجسته می‌کند.

علی ضیا را بیشتر مردم با تلویزیون می‌شناسند؛ مجری‌ای که سال‌ها در قاب رسانه ملی فعالیت کرد و بعدها بخش مهمی از فعالیت خود را به فضای مجازی منتقل کرد. «باضیا» محصول همین دوران است؛ برنامه‌ای که در ابتدا می‌توانست صرفاً یک گفت‌وگوی اینترنتی با چهره‌های شناخته‌شده تلقی شود، اما به مرور، نوع انتخاب مهمانان و موضوعات مطرح‌شده در آن، شائبه‌هایی ایجاد کرد که دیگر نمی‌توان آنها را صرفاً در چارچوب یک برنامه گفت‌وگومحور عادی تحلیل کرد.

یکی از مهم‌ترین این موارد، گفت‌وگوی علی ضیا با شهرام شب‌پره در ترکیه بود؛ گفت‌وگویی که در زمان انتشار با واکنش‌های مختلفی مواجه شد و بعدها خود شهرام شب‌پره در گفت‌وگویی با شبکه تروریستی اینترنشنال از حضور در آن ابراز پشیمانی کرد و حتی علی ضیا را با تعبیری تند مورد خطاب قرار داد. فارغ از قضاوت درباره روایت هرکدام از طرفین، انجام چنین گفت‌وگویی در خارج از کشور، با تمام مقدمات و هزینه‌های مربوط به سفر و تولید، موضوعی است که نمی‌توان به سادگی از کنار آن عبور کرد؛ به‌خصوص آنکه چنین تولیداتی در نهایت به یکی از منابع محتوایی رسانه‌های خارج از کشور تبدیل می‌شوند.

این اتفاق البته یک نمونه منفرد نیست. گفت‌وگو با چهره‌هایی همچون موسی غنی‌نژاد، صادق زیباکلام و حتی یک بلاگر سیاسی به نام نوید کلهرودی، همگی از یک خط پیش‌رونده در این برنامه پرده برمی‌دارد.
در جدیدترین قسمت این برنامه نیز، با دعوت از یک جوانک جویای نام ذیل عنوان کارشناس اقتصادی، تلاش شد با اهانت به شهید رئیسی و از سوی دیگر، حمله به یک جناح سیاسی مخالف سازش با آمریکا، همان خط فکری قبلی این بار به شکلی رادیکال‌تر دنبال شود و آشکارا مقاصد جریانی خاص در آرایش سیاسی کشور پیش برده شود.
ماجرا زمانی قابل تأمل‌تر می‌شود که نام «آوش» در کنار این برنامه قرار می‌گیرد؛ رسانه‌ای تازه‌تأسیس که سیدمحمدحسن بلاغی مبین، مدیر آن، در فروردین ۱۴۰۴ با حکم رئیس دفتر رئیس‌جمهور به عنوان مدیرکل تولیدات رسانه‌ای دفتر رئیس‌جمهور منصوب شد. شایان ذکر است که آوش رسانه‌ای منتسب به جواد ظریف نیز محسوب می‌شود.

با این حساب، آنچه نیازمند توضیح است، نه صرفاً محتوای یک قسمت از برنامه، بلکه مناسباتی است که امکان تولید و توزیع چنین محتوایی را فراهم می‌کند. اگر «باضیا» یک برنامه کاملاً خصوصی است، منابع مالی، ساختار تهیه و تولید و شبکه توزیع آن باید برای افکار عمومی روشن باشد و اگر مجموعه‌های دیگری در تولید یا انتشار آن نقش دارند، نسبت این مجموعه‌ها نیز باید مشخص شود. نمی‌توان از یک سو برای کوچک‌ترین لغزش رسانه‌ای، دستگاه‌های نظارتی را وارد میدان کرد و از سوی دیگر نسبت به برنامه‌ای که بارها محتوای آن در رسانه‌های خارج از کشور مورد استفاده قرار گرفته، سکوت اختیار کرد.

این وضعیت زمانی عجیب‌تر به نظر می‌رسد که بدانیم رسانه‌های خارج‌نشین دقیقاً از همین خلأها برای روایت‌سازی استفاده می‌کنند. یک مصاحبه، یک جمله یا حتی یک بخش کوتاه از یک برنامه می‌تواند از زمینه اصلی خود جدا شود و به عنوان تصویری از وضعیت فرهنگی و اجتماعی ایران بازنشر شود. بنابراین مسئولیت تولیدکننده صرفاً با پایان یافتن ضبط برنامه تمام نمی‌شود و طبیعی است که نسبت به پیامدهای انتشار محتوای خود نیز پاسخگو باشد.

در انتها باید پرسید چگونه ممکن است برنامه‌ای که درباره منابع مالی، ساختار تولید و مناسبات رسانه‌ای آن ابهام‌های جدی وجود دارد، بارها محتوایش در رسانه‌های معاند بازنشر شود و در مواردی حتی به بستری برای طرح ادعا و حمله علیه جریان‌های سیاسی داخل کشور تبدیل شود، اما همچنان بدون محدودیت به فعالیت خود ادامه دهد و حتی یک تذکر جدی نیز دریافت نکند؟ اگر چنین محتوایی از نظر نهادهای مسئول فاقد اشکال است، چرا درباره سازوکار و پشتوانه آن توضیح روشنی ارائه نمی‌شود و اگر محل اشکال است، چرا هیچ برخورد یا حتی تذکری در کار نیست؟ افکار عمومی حق دارد بداند چگونه برنامه‌ای با این حجم از ابهام و حاشیه می‌تواند در فضای رسانه‌ای کشور آزادانه به کار خود ادامه دهد و در عین حال، خوراک رسانه‌هایی را فراهم کند که آشکارا در پی روایت‌سازی علیه جمهوری اسلامی هستند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

2 × 2 =

همچنین ببینید
بستن
دکمه بازگشت به بالا