خانه سینما از چه چیزی میترسد؟
واکنش عجیب خانه سینما به مصوبه مقابله با نفوذ؛ وقتی برخورد با نفوذ صدای عدهای را در میآورد.

سعید مصباح| خانه سینما در واکنش به تصویب طرح مقابله با نفوذ، با لحنی معترضانه از نگرانی عمیق اصحاب فرهنگ و هنر سخن گفته و همزمان با استناد به تورم، سوءتغذیه و خط فقر، اساساً اولویت پرداختن به مسئله نفوذ فرهنگی را زیر سؤال برده است. این واکنش اما بیش از آنکه پاسخ روشنی به یک مسئله واقعی امنیتی و فرهنگی باشد، شائبه دیگری ایجاد میکند: چرا نهادی که باید بیش از هر کس دیگری نسبت به سلامت میدان فرهنگ حساس باشد، از قانونی که قرار است مسیر نفوذ سرویسهای بیگانه را مسدود کند، چنین برآشفته شده است؟ نفوذ، واژهای تزئینی نیست و اتفاقا مسئلهای واقعی، جدی و خطرناک است. صد البته که قانون باید دقیق باشد و میان نقد اجتماعی و عملیات هدایتشده خارجی تفاوت بگذارد، اما این ضرورت بهانهای برای پاک کردن صورتمسئله نفوذ از سینما و فرهنگ نیست.
ظاهراً هنوز برای برخی حضرات در خانه سینما روشن نشده که مسئله نفوذ یک بازی با کلمات یا یک کلیدواژه امنیتی برای بستن دهان هنرمندان نیست؛ مسئله نفوذ، مسئله امنیت ملی است و در سالهای اخیر بارها نشانههای آن در عرصههای مختلف کشور دیده شده است. با این حال، همین که مجلس تصمیم گرفته بخشی از این خلأ را با قانون پر کند، خانه سینما به میدان آمده و از نگرانی عمیق سینماگران سخن گفته است؛ گویی قرار است با تصویب قانون مقابله با نفوذ، درِ سینما را تخته کنند و کلیدش را هم به مأمور امنیتی تحویل بدهند!
خانه سینما در بیانیه خود از تورم پنجماهه، سوءتغذیه و خط فقر گفته و با لحنی کنایهآمیز پرسیده است که در چنین شرایطی چرا باید به موضوعاتی از این دست پرداخت. این استدلال واقعاً عجیب است. مگر چون اقتصاد خراب است، بیگانه دیگر نفوذ نمیکند؟ مگر چون مردم مشکل معیشتی دارند، سرویسهای اطلاعاتی خارجی به مرخصی میروند؟ مگر سفره کوچک مردم باعث میشود شبکههای رسانهای و فرهنگی خارج از کشور دست از عملیات شناختی و روایتسازی بردارند؟
اگر این منطق را بپذیریم، باید همه دستگاههای کشور را تعطیل کنیم و فقط وزارت اقتصاد را باقی بگذاریم! چون اقتصاد مسئله دارد، پس امنیت تعطیل؛ چون تورم بالاست، پس فرهنگ تعطیل؛ چون خط فقر بالا رفته، پس مرزها را هم رها کنیم! حکمرانی یعنی فهم همزمان چند مسئله و اتفاقاً یکی از وظایف حاکمیت این است که نگذارد دشمن از مشکلات اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی برای نفوذ بیشتر استفاده کند.
اما اصل ماجرا را خانه سینما چرا اینقدر سخت تحمل میکند؟ مگر در سینما نفوذ وجود ندارد؟ مگر سینما و شبکه تولیدات فرهنگی، از مهمترین ابزارهای جنگ روایت و اثرگذاری بر افکار عمومی نیستند؟ اگر پاسخ خانه سینما این است که «نه، هیچ نفوذی در سینما وجود ندارد»، خب صریحاً همین را اعلام کند. اما اگر حتی یک مورد نفوذ وجود داشته باشد، قانونگذار حق دارد برای جلوگیری از تکرار آن قانون وضع کند.
اتفاقاً مشکل اصلی اینجاست که سالهاست برخی جریانها در حوزه فرهنگ، هرگاه پای مسئولیت و نظارت به میان میآید، فوراً پشت واژههای نخنمایی مانند آزادی هنر، استقلال هنرمند و نقد اجتماعی سنگر میگیرند؛ اما وقتی از مسئولیتپذیری در برابر ارتباطات خارجی، منابع مالی بیگانه یا پروژههای هدایتشده فرهنگی صحبت میشود، ناگهان همه چیز تبدیل به محدودیت میشود.
خانه سینما به عبارت چهره سیاه از ایران اعتراض کرده و میگوید تعریف روشنی از سیاهنمایی وجود ندارد. این نقد را میتوان در مرحله بررسی جزئیات شنید. قانون کیفری باید دقیق باشد و نباید عبارتی مبهم به ابزاری برای برخورد سلیقهای تبدیل شود. اما یک سؤال روشن باقی میماند: آیا واقعاً نمیتوان میان فیلمی که فقر و فساد و آسیب اجتماعی را روایت میکند با اثری که تحت هدایت و پشتیبانی یک شبکه خارجی برای ضربه زدن به کشور تولید شده تفاوت گذاشت؟
این دو را یکی کردن، یا سادهلوحی است یا فرار از اصل مسئله.
اتفاقاً ماده ۱۴ طرح اساساً درباره هر فیلم تلخ یا هر اثر منتقدانه صحبت نمیکند؛ بحث آنجا درباره تولید اثری تحت هدایت یا راهبری سرویسهای اطلاعاتی بیگانه و با اهداف مشخص امنیتی و ضدنظامی است. بنابراین اینکه هر بار از نفوذ حرف زده شود و عدهای فوراً نقد اجتماعی را وسط بکشند، بیشتر شبیه عوض کردن زمین بازی است تا پاسخ به مسئله.
از همه مهمتر اینکه مجازاتهای سنگین این طرح نباید فقط روی کاغذ باقی بماند. وقتی از محرومیت دائمی از تولید یا تهیه آثار هنری صحبت میشود، معنایش این است که قانونگذار موضوع را جدی دیده است. اگر این مجازاتها تصویب شوند اما در اجرا با سفارش، رفاقت، شهرت یا مصلحتسنجی برای برخی کنار گذاشته شوند، نتیجه از خود قانون هم بدتر خواهد بود. قانونی که برای ضعیف اجرا شود و برای مشهور و متصل دور زده شود، نه امنیت میآورد و نه اعتماد.
مسئله نفوذ شوخیبردار نیست. دشمن اگر نتواند از مرز نظامی عبور کند، الزاماً دست از کار نمیکشد؛ میتواند از رسانه، هنر، دانشگاه، شبکههای اجتماعی و تولیدات فرهنگی وارد شود. این را نه باید با توهم توطئه اشتباه گرفت و نه با سادهلوحی انکار کرد.
خانه سینما اگر دغدغه سینماگران را دارد، بهتر است به جای آنکه اصل مقابله با نفوذ را زیر سؤال ببرد، درباره نحوه دقیق، شفاف و عادلانه اجرای قانون پیشنهاد بدهد. بله؛ فیلمساز باید بتواند از فقر فیلم بسازد، از فساد انتقاد کند و از ناکارآمدی مسئولان بگوید. اما هیچکس نباید تصور کند عنوان هنرمند برای او چک سفیدامضا صادر میکند تا هر ارتباط، هر حمایت و هر پروژهای را بدون پاسخگویی انجام دهد.



