تئاترهای نازل و اروتیک علیه فرهنگ مردم
درباره رشد قارچی تئاترهای اروتیک

در سالهای اخیر، همزمان با گسترش سالنهای خصوصی و رقابت شدید برای جذب مخاطب، بخشی از تئاتر ایران آرامآرام به سمت استفاده بیشتر از مؤلفههای جنسی و اروتیک در اجرا و تبلیغات حرکت کرده است؛ روندی که فقط به محتوای برخی نمایشها محدود نمیشود و حالا در شیوه معرفی آثار در شبکههای اجتماعی نیز دیده میشود.
علی نقدی| انتشار تصاویر و قطعاتی از اجرا که بیش از آنکه بر کیفیت بازی، کارگردانی یا مضمون اثر تأکید کنند، بر بدن بازیگران، روابط جنسی و موقعیتهای تحریکآمیز تکیه دارند، به یکی از ابزارهای جلب توجه و فروش تبدیل شده است. در چنین شرایطی، مسئله فقط یک اجرای مسئلهدار نیست. پرسش مهمتر این است که چگونه چنین شیوهای از تبلیغ و جذب مخاطب توانسته در بخشی از تئاتر به یک الگوی تجاری تبدیل شود و نهاد متولی تئاتر در برابر آن چه کرده است.
تئاتر ایران در سالهای اخیر با بحرانهای اقتصادی و کاهش قدرت خرید مخاطب مواجه بوده است. آمارهای رسمی ادارهکل هنرهای نمایشی نشان میدهد حتی در سالنهای دولتی، فاصله میان ظرفیت سالنها و تعداد تماشاگران در برخی اجراها قابل توجه است. برای نمونه، در آذر ۱۴۰۴ نمایش «باد زرد ونگوک» در تالار اصلی تئاتر شهر طی ۱۶ اجرا ۵۳۱۱ مخاطب داشت، در حالی که نمایش دیگری در تالار هنر طی ۱۵ اجرا تنها ۵۷۶ تماشاگر جذب کرد. این ارقام نشان میدهد رقابت برای دیدهشدن و فروش، برای گروههای نمایشی مسئلهای واقعی است.
در همین فضای اقتصادی است که برخی گروهها به سراغ سادهترین شکل جلب توجه میروند: تبدیل صحنه به ویترین و تبلیغات به ابزار تحریک کنجکاوی. انتشار گزینشی تصاویر و ویدئوهای اجرا در فضای مجازی، بهخصوص وقتی این محتوا بر موقعیتهای اروتیک یا پوشش و بدن بازیگران تأکید دارد، میتواند عملاً بخشی از استراتژی فروش باشد. مسئله اینجاست که در فضای شبکههای اجتماعی، یک قطعه چندثانیهای گاهی بسیار بیشتر از معرفی دقیق یک نمایش دیده میشود و همین منطق میتواند گروهها را به سمت تولید محتوای جنجالیتر سوق دهد. اوضاع وقتی نگرانکنندهتر میشود که عوامل این آثار خودشان به انتشار بخشهای اروتیکتر اقدام میکنند.
این روند البته به معنای اروتیکشدن کل تئاتر ایران نیست. در همین سالها نمایشهایی با موضوعات اجتماعی، تاریخی، کودک و ادبیات کلاسیک نیز روی صحنه رفتهاند و برخی از آنها مخاطبان قابل توجهی داشتهاند. نمایش «بر زمین میزندش» در سالن اصلی تئاتر شهر، برای مثال، تا پایان اجرای خود در شهریور ۱۴۰۴ طی ۶۹ اجرا بیش از ۲۲ هزار مخاطب جذب کرد و بیش از ۸ میلیارد تومان فروش داشت. بنابراین مسئله، نفی تئاتر خصوصی یا مخالفت با تنوع مضمونی نیست؛ بحث بر سر مرزی است که میان بیان هنری و استفاده تجاری از عناصر جنسی برای فروش بلیت قرار دارد.
نکته قابل تأمل، نقش سیاستگذار فرهنگی فرهنگی است. وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی و ادارهکل هنرهای نمایشی، به عنوان متولی صدور مجوز و نظارت بر اجرای عمومی، نمیتوانند مسئولیت خود را فقط به مرحله صدور مجوز متن و اجرا محدود کنند. وقتی بخشهایی از تبلیغات یک اثر در فضای مجازی منتشر میشود، طبیعتاً این پرسش مطرح است که آیا محتوای تبلیغاتی نیز با همان معیارهایی که برای اجرای صحنهای اعمال میشود، نظارت میشود یا خیر. اگر قرار باشد همه چیز بعد از وایرالشدن یک تصویر یا ویدئو بررسی شود، عملاً سازوکار نظارت از پیشگیری به واکنش پس از انتشار تغییر کرده است.
آمارهای رسمی همچنین نشان میدهد اقتصاد تئاتر دیگر پدیدهای حاشیهای نیست. تنها در نمونهای از اجراهای دولتی سال ۱۴۰۴، یک نمایش در تالار اصلی تئاتر شهر توانسته طی ۴۲ اجرا بیش از ۴ میلیارد و ۴۸۴ میلیون تومان فروش داشته باشد. وقتی فروش به چنین ارقامی میرسد، طبیعی است که شیوه تبلیغ و جذب مخاطب نیز به بخش مهمی از اقتصاد نمایش تبدیل شود. اما اگر در این رقابت، جنجال جنسی جای کیفیت هنری را بگیرد، نتیجه تغییر معیارهای دیدهشدن آن خواهد بود.
حالا سؤال از ارشاد روشن است: اگر قرار است تئاتر به عنوان یک کالای فرهنگی حمایت و مجوز دریافت کند، چرا نظارت فرهنگی نباید تا تبلیغات و شیوه عرضه آن نیز امتداد پیدا کند؟ وزارت ارشاد تا چه میزان میتواند نسبت به این اتفاقات ضد اسلامی و ضد فرهنگ مردم بیتفاوت باشد؟ تبدیل بدن، رابطه جنسی و تصاویر تحریکآمیز به ابزار فروش، موضوعی است که نمیتوان آن را صرفاً سلیقه هنری نامید. تئاتر اگر قرار است مخاطب تازه جذب کند، بیش از هر چیز به اثر خوب، بازی خوب و محتوای خوب نیاز دارد؛ نه اینکه برای پر کردن سالن، ابتدا حاشیه را روی صحنه ببرد.




