وقتی سینما علیه ماشین تحریف میایستد

سعید قاسمی| مدتهاست ماشین تبلیغاتی رژیم صهیونیستی و مافیای رسانهای غرب تلاش میکند جنایت در غزه را پشت واژههایی چون یهود ستیزی، مبارزه با تروریسم و عواقب هفتم اکتبر پنهان کند؛ انگار اگر برای مرگ کودکان و زنان فلسطینی یک عنوان نظامی و بوروکراتیک بسازند، دیگر کسی حق ندارد درباره اصل جنایت هولناک رژیم سؤال کند. اما حقیقت، برخلاف روایتهای جعلی، اهل ماندن پشت دیوارهای سانسور نیست و بالاخره خود را عرضه میکند و دیر یا زود راه خود را پیدا میکند.
ماجرای مستند «نازا/ NAZA» از همین منظر اهمیت دارد. فیلمی که نه در یک محفل سیاسی فلسطینی یا جریان روشنفکری اروپا، بلکه از سوی دو فیلمساز اسرائیلی ساخته شده و تلاش میکند آنچه را در پشت سازوکار جنگ و تصمیمهای نظامی رژیم میگذرد، به افکار عمومی نشان دهد. اینجا دیگر نمیتوان همهچیز را به یهودستیزی نسبت داد. وقتی روایت انتقادی از درون جامعه اسرائیل و اراضی اشغالی بیرون میآید، بخشی از دیوار مصونیت روایی فرو میریزد.
اما شاید مهمتر از خود فیلم، اتفاقی باشد که در ونیز رخ داده است. تماشاگران یک جشنواره مهم جهانی، در برابر فیلمی درباره رنج مردم غزه ایستادهاند و یکی از طولانیترین تشویقها را رقم زدهاند؛ پرچم فلسطین بالا رفته و سالن برای دقایقی طولانی در اختیار روایتی قرار گرفته که دستگاه تبلیغاتی غرب سالها تلاش کرده آن را حذف یا تحریف کند. این اتفاق را نمیتوان صرفاً یک واکنش احساسی به یک فیلم دانست.
جنگ غزه فقط میدان نبرد موشک، پهپاد و نسلکشی نیست؛ میدان نبرد روایتها نیز هست. رژیمی که میتواند در میدان رسانهای، قربانی را متهم و قاتلین و جنایکارترین ارتش جهان را ارتش اخلاقی معرفی کند، به همان اندازه که به قدرت نظامی متکی است، به قدرت روایت نیز وابسته است. از همین روست که هر تصویر، هر شهادت و هر فیلمی که این روایت را به چالش بکشد، اهمیت سیاسی پیدا میکند.
سالهاست فلسطین در سینمای جهان، از یک مسئله سیاسی به یک مسئله اخلاقی تبدیل شده است. حالا حتی بخشی از سینمای اسرائیل نیز نمیتواند چشم خود را بر آنچه در غزه میگذرد ببندد.
این شاید مهمترین شکست برای ماشین تبلیغاتی تلآویو باشد: اینکه دیگر نمیتواند همه شاهدان را ساکت کند؛ حتی شاهدانی که از داخل خانه خودش آمدهاند.




