در رثای بزرگ مردان ناشناخته جبهه انقلاب
یادبود مرحوم مصطفی واحدی

تالار حوزه هنری تهران، در روزی که گذشت، میزبان وداع با مردی بود که تمام عمر از دیده شدن گریخت تا حقیقت دیده شود. آیین یادبود مصطفی واحدی، مدیر فقید حوزه هنری شاهرود و دو همراهش، محمدرضا عبادیانی و مریمالسادات میرحسینی، پیش از آنکه مجلس سوگواری باشد، مرور کارنامه زیست مجاهدانهای بود که در هیاهوهای زمانه، راهِ استقامت را گم نکرد.
مصطفی مرد پشتمیزنشینی و چشمداشت به رتبههای اداری نبود. با آنکه درهای پایتخت به رویش گشوده بود، شاهرود را ترک نکرد؛ چرا که باور داشت سنگر، درست همان جایی است که ایستادهای. کوچه به کوچه و روستا به روستا قدم برمیداشت، با دستهای خالی علم جشنواره عمار را برمیافراشت و با تکیه بر ظرفیتهای حوزه هنری، پیام هنر متعهد را به محرومترین نقاط میرساند. برای او هنر، ابزار خودنمایی نبود؛ سلاحی برای پیشرفت ایران و پاسداری از مرزهای فرهنگ اسلامی بود؛ او چهرهای چندوجهی داشت؛ فرهنگیِ عافیتطلب نبود که وقت کنشگری سیاسی، پشت بهانه فرهنگ قایم شود. در لحظه خطر شجاعانه به میدان میزد، موضع میگرفت و پای هزینهاش هم تمامقد میایستاد.
جهاد برای او شغل نبود، شیوه نفس کشیدن بود؛ آنچنان که آسایش، ماندن کنار خانواده و استراحت را بارها فدای تکلیف کرد تا کاری برای خدا زمین نماند. در کنار این اراده پولادین، روحی زلال و صفایی ناب داشت؛ صفایی که نشان میداد قلبش با آرمانهای اصیل انقلاب پیوندی ناگسستنی دارد. شاید همین جانِ بیقرار بود که فراق رهبر شهید انقلاب را تاب نیاورد و سرانجام او را پیش از موعد به قافله سرخ شهیدان رساند.
خسران پرواز مصطفی واحدی، تنها داغی برای شاهرود یا حوزه هنری نیست؛ غمی برای تمام ایران است. او گرچه در گوشهای از این خاک بیادعا گام برمیداشت، اما رد پایش از جنس تمدنسازی برای جهان اسلام بود. نامش در زمره مجاهدان خاموشِ این دیار تا ابد زنده و روح پاکش همنشین اولیاء و شهدای راه حق باد.




