سونامی سریال در راه است!
تلویزیون در آستانه فصل تازه سریالسازی؛ از بازگشت چهرههای آشنا تا تولیدات جدید

مسعود حنیفی| تلویزیون در روزهای پایانی تابستان، به آرامی وارد مرحلهای جدید از جدول پخش خود میشود؛ مرحلهای که نشانههای آن را میتوان در افزایش تعداد تولیدات جدید و بازگشت برخی مجموعههای شناختهشده به آنتن دید. «کارآگاه علوی» و «اکسیر» اکنون در حال پخشاند و همزمان نام مجموعههایی چون «دیوار دفاعی»، «مرد سههزارچهره»، «نسخه آزمایشی»، «ماه عسل» و «حماسه زاگرس» در میان پروژههای تازه تلویزیون قرار گرفته است.
این تغییرات در شرایطی رخ میدهد که آمار مخاطبان، همچنان مهمترین معیار برای سنجش موفقیت سریالهای تلویزیونی است. بر اساس روند آماری تماشای برنامهها، تلویزیون در تلاش است با تنوع ژانری و استفاده همزمان از چهرهها و قالبهای آشنا و تولیدات تازه، بخشی از مخاطبان از دسترفته خود را دوباره پای گیرندهها بنشاند.
صداوسیما در آستانه فصل جدیدی از سریالسازی قرار گرفته است؛ فصلی که قرار است بخشی از خلأ ایجادشده در جدول نمایشی تلویزیون را با مجموعههای جدید پر کند. نگاهی به عناوین حاضر در چرخه تولید و پخش نشان میدهد سیاست تلویزیون تنها بر تولید آثار جدید متمرکز نیست، بلکه همزمان از ظرفیت مجموعههای شناختهشده و برندهای قدیمی نیز استفاده میکند.
در حال حاضر کارآگاه علوی و اکسیر روی آنتن هستند و در کنار آنها چند عنوان دیگر برای پخش یا تکمیل مراحل تولید در نظر گرفته شدهاند. دیوار دفاعی، مرد سههزارچهره، نسخه آزمایشی، ماه عسل و حماسه زاگرس از جمله پروژههایی هستند که میتوانند ترکیب تازهای به جدول نمایشی تلویزیون بدهند. اهمیت این تغییرات زمانی بیشتر میشود که عملکرد تلویزیون را از زاویه آمار مخاطبان بررسی کنیم. در سالهای اخیر، کاهش سهم تلویزیون از سبد مصرف رسانهای و رقابت جدی با پلتفرمهای نمایش خانگی باعث شده میزان بیننده و رضایت مخاطب به یکی از اصلیترین شاخصهای ارزیابی تولیدات جدید تبدیل شود. به همین دلیل، صرف قرار گرفتن یک سریال در جدول پخش نمیتواند موفقیت آن را تضمین کند و آنچه در نهایت اهمیت دارد، میزان دیدهشدن و استمرار تماشای اثر است.
کارآگاه علوی از این منظر یک انتخاب قابل توجه محسوب میشود؛ چراکه تلویزیون با بازگرداندن یک عنوان شناختهشده، از سرمایه آشنایی مخاطب با شخصیتها و فضای مجموعه استفاده میکند. اکسیر نیز به عنوان یکی از تولیدات حاضر در آنتن، در همین فضای تازه باید بتواند جایگاه خود را در میان گزینههای متعدد سرگرمی تثبیت کند. در سوی دیگر، آثاری مانند مرد سههزارچهره میتوانند از مزیت نامهای شناختهشده و خاطره جمعی مخاطبان بهره ببرند. تجربه تلویزیون نشان داده است که بازگشت چهرهها، شخصیتها یا عناوین آشنا، در جذب اولیه مخاطب مؤثر است؛ اما تداوم این توجه به کیفیت فیلمنامه، ساختار روایت و تناسب اثر با سلیقه امروز مخاطب بستگی دارد.
در کنار این آثار، حضور پروژههایی با فضای متفاوت میتواند به تلویزیون امکان دهد مخاطبان متنوعتری را هدف قرار دهد. تنوع در ژانر، قصه و گروه بازیگران، اگر با زمانبندی مناسب پخش همراه شود، میتواند از تکراری شدن جدول سریالها جلوگیری کند. البته تجربه سالهای اخیر نشان داده است که تعدد عنوانها به خودی خود به معنای افزایش مخاطب نیست و هر اثر باید بتواند در رقابت با شبکههای مختلف تلویزیون، پلتفرمهای نمایش خانگی و محتوای آنلاین، دلیل مشخصی برای دیدهشدن ارائه کند.
از سوی دیگر، آمار مخاطبان تنها یک عدد برای رتبهبندی برنامهها نیست؛ بلکه میتواند نشان دهد کدام نوع قصه و کدام ترکیب از عوامل تولید همچنان برای مخاطب تلویزیون جذابیت دارد. بنابراین عملکرد سریالهای جدید میتواند برای تصمیمهای بعدی صداوسیما در حوزه تولید، سرمایهگذاری و انتخاب ژانر نیز اهمیت داشته باشد. به این ترتیب، فصل جدید تلویزیون را نمیتوان صرفاً با تعداد سریالهای در صف پخش سنجید. مسئله اصلی این است که این مجموعهها تا چه اندازه بتوانند در آمار مخاطبان اثر بگذارند و تلویزیون را دوباره به انتخاب جدیتری برای تماشای سریال تبدیل کنند. اکنون کارآگاه علوی و اکسیر نخستین نشانههای این مسیر هستند و عملکرد آنها میتواند تصویری اولیه از میزان موفقیت سیاست جدید صداوسیما ارائه دهد.




