فرهادی به سینمای زیرزمینی خط می‌دهد!

مسعود حنیفی| اصغر فرهادی تایید کرده است که مشغول نوشتن فیلمنامه جدید خود است و این اثر پس از چند تجربه بین‌المللی بازگشتی به زبان مادری‌اش خواهد بود. او پیش‌بینی می‌کند فیلمنامه را طی یک سال آینده به پایان برساند اما هنوز جزئیات داستان و محل فیلمبرداری مشخص نیست و تاکید کرده این پروژه در ایران یا فرانسه ساخته نخواهد شد. فرهادی که اوایل امسال به ایران بازگشته و اکنون به‌طور تمام‌وقت در اینجا زندگی می‌کند گفته با وجود علاقه‌اش به ساخت فیلم در فرهنگ و زبان خود شرایط فعلی را برای فیلمبرداری در ایران مناسب نمی‌داند.

او همزمان گزینه ساخت یک فیلم انگلیسی‌زبان در بریتانیا را نیز بررسی می‌کند، اما سوای موارد فوق باید گفت که این رویه نیازمند نقدی جدی است؛ ساخت یک فیلم با زبان و دغدغه‌های ایرانی در خارج از مرزها تناقض بزرگی است که متاسفانه جنبه دیگری از سینمای زیرزمینی را هویدا می‌کند. تفاوت این سینمای زیرزمینی جدید با نمونه‌های تاریخی‌اش در این است که به جای تحمل سختی‌ها و مبارزه با محدودیت‌ها -که فیلمسازانی از سنخ فرهادی ادعای مبارزه با آن را دارند- در دل جامعه از موضع امنیت و رفاه خارجی به تولید محتوای بومی می‌پردازد. این رویکرد به شدت به ضرر جریان رسمی سینما در داخل کشور تمام می‌شود زیرا تمرکز بخشی از ظرفیت سینمای رسمی، مخاطب جشنواره‌ای و سرمایه‌گذاران را از اکوسیستم آسیب‌دیده به‌اصطلاح مستقل داخلی دور کرده و به حاشیه می‌راند. از سوی دیگر باید پذیرفت که دوران طلایی این کارگردان به پایان رسیده و کارش تمام شده است.

فرمول‌های تکراری او دیگر در بازار جهانی کشش سابق را ندارد و مخاطب بین‌المللی از او عبور کرده است. کافی است به سرنوشت اثر آخرش یعنی قصه‌های موازی نگاه کنیم. این فیلم که با بودجه‌ای حدود هشت میلیون دلار و با حمایت نهادهای اروپایی ساخته شد در گیشه جهانی با شکستی سنگین و پیش‌بینی‌نشده روبرو شد و فروش آن به سختی از یک میلیون و دویست هزار دلار فراتر رفت. این فاحش بودن اختلاف بودجه و میزان فروش نشان می‌دهد که مخاطب اروپایی و آمریکایی نیز از تماشای درام‌های اجتماعی تکراری و کلیشه‌ای او خسته شده است. وقتی یک فیلمساز به جای پذیرش چالش‌های ساخت فیلم در ایران به دنبال لوکیشن‌های جایگزین می‌گردد و همزمان فیلم آخرش با افتضاح تجاری مواجه می‌شود دیگر نمی‌توان به آینده کاری او امیدوار بود. بازگشت به زبان مادری بدون حضور در بستر واقعی آن زبان تنها به تولید آثاری ایزوله و فاقد روح منجر می‌شود. فرهادی با این تصمیم مسیر خود را از سینمای جریان اصلی جدا کرده و عملا پایان راه خویش را رقم زده است.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

شانزده − 3 =

دکمه بازگشت به بالا