نمایش ایران‌دوستی

«پسران فریدون»، «آرش» و «سیاوش» دستپخت تازه ارگان‌ها برای تئاتر ملّی

مسعود حنیفی| نهادهای رسمی و حاکمیتی قرار است طی روزهای آتی به‌طور هم‌زمان چند نمایش بزرگ و پرهزینه مبتنی بر شاهنامه و اسطوره‌های کهن ایرانی را روی صحنه ببرند. روندی که به‌وضوح نشان می‌دهد نهادهای فرهنگی وابسته به نظام از مدت‌ها قبل به‌صورت جدی، سازمان‌یافته و با بودجه‌های کلان پشت تولید نمایش‌های ایرانی ایستاده‌اند. «آرش» به کارگردانی علی سرابی با بازی چهره‌های سرشناس سینما، «پسران فریدون» به کارگردانی علیرضا معتمدی و «سیاوش» به کارگردانی حسین پارسایی، سه نمایشی هستند که در این موج تولید شده‌اند. نمایش پسران فریدون محصول سازمان هنری اوج و نمایش آرش سفارش یکی از قرارگاه‌های فرهنگی است. این هم‌زمانی تصادفی نیست و نشان از یک سیاست‌گذاری هماهنگ برای بازخوانی اسطوره‌های ملی از منظر حاکمیت دارد.

نمایش «آرش» به کارگردانی علی سرابی یکی از سه اجرایی است که در ماه‌های اخیر با حمایت نهادهای حاکمیتی روی صحنه می‌رود. این نمایش که سفارش یکی از قرارگاه‌های فرهنگی است، قرار است در هتل اسپیناس پالاس اجرا شود؛ انتخابی که نشان از مخاطب خاص و بودجه بالای تولید دارد. بازیگران چهره‌ای نظیر طناز طباطبایی، کیوان ساکت‌اف، شیدا خلیق و نوید محمدزاده در این نمایش حضور دارند. سرابی در این اجرا تلاش کرده با بهره‌گیری از عناصر بصری و موسیقی حماسی، روایتی عاطفی و ملی از فداکاری آرش کمانگیر ارائه دهد. حضور ستاره‌های سینما در کنار حمایت یک قرارگاه فرهنگی نشان می‌دهد که این پروژه فراتر از یک نمایش معمولی، یک رویداد رسانه‌ای و فرهنگی بزرگ طراحی شده است. نمایش دوم، «پسران فریدون» به کارگردانی علیرضا معتمدی، محصول سازمان هنری اوج است. اوج که به‌عنوان بازوی هنری و رسانه‌ای سپاه شناخته می‌شود، در سال‌های اخیر سرمایه‌گذاری قابل‌توجهی در حوزه سینما، تئاتر و سریال داشته است. معتمدی که بیشتر به‌عنوان کارگردان سینما شناخته می‌شود، پیش‌تر فیلم‌های «چرا گریه نمی‌کنی»، «رضا» و «دختر پری خانم» را کارگردانی کرده است. او در پسران فریدون به سراغ روایت فریدون و سه پسرش ایرج، سلم و تور رفته است؛ داستانی که در شاهنامه فردوسی جایگاه محوری دارد. حضور معتمدی با سابقه سینمایی‌اش در تئاتر نشان می‌دهد که اوج به دنبال جذب کارگردانان شناخته‌شده برای تولید آثار نمایشی با مخاطب گسترده‌تر است.

نمایش سوم، «سیاوش» به کارگردانی حسین پارسایی است. این نمایش در ظاهر محصول ارگان یا نهاد رسمی خاصی نیست و به‌صورت مستقل به نظر می‌رسد. اما با توجه به سابقه پارسایی و همکاری‌های مکرر او با نهادهای حاکمیتی در سال‌های گذشته، نمی‌توان این ارتباط را نادیده گرفت. پارسایی از کارگردانان پرتجربه‌ای است که بارها آثار ملی و مذهبی با حمایت نهادهای رسمی روی صحنه برده است. سیاوش یکی از تراژیک‌ترین شخصیت‌های شاهنامه است؛ جوانی بی‌گناه که قربانی تهمت و سیاست می‌شود. حتی اگر این نمایش مستقیماً سفارش نهادی نباشد، در همان اکوسیستم فرهنگی‌ای تولید شده که نهادهای حاکمیتی بازیگران اصلی آن هستند. اما فراتر از این سه نمایش، نکته مهم‌تری روندی است که در پس این تولیدها دیده می‌شود. واقعیت این است که نهادهای فرهنگی وابسته به نظام از مدت‌ها قبل به‌صورت سازمان‌یافته پشت نمایش‌های ایرانی ایستاده‌اند.

از سازمان اوج گرفته تا حوزه هنری، قرارگاه‌های فرهنگی و بنیادهای مختلف، همگی در سال‌های اخیر بودجه‌های قابل‌توجهی را به تولید تئاتر با مضامین ملی، اسطوره‌ای و تاریخی اختصاص داده‌اند. این سیاست‌گذاری صرفاً فرهنگی نیست و تلاشی برای ساختن روایتی رسمی از هویت ایرانی که با قرائت حاکمیت هم‌راستا باشد به‌نظر می‌رسد. اسطوره‌هایی مانند آرش، سیاوش و فریدون ظرفیت بالایی برای بازخوانی‌های ایدئولوژیک دارند و ارگان‌ها به‌خوبی از این ظرفیت آگاهند. این هم‌زمانی در تولید چند نمایش اسطوره‌ای نشان می‌دهد که یک اراده بالادستی در کار است تا صحنه تئاتر ایران را به سمت روایت‌های ملی و حماسی سوق دهد؛ روایت‌هایی که هم مخاطب عام را جذب کنند و هم پیام‌های مورد نظر نهادهای سفارش‌دهنده را منتقل سازند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

11 − هفت =

دکمه بازگشت به بالا