پلتفرمهایی با سودهای هنگفت و مخاطبانی که ریزش میکنند

سعید مصباح| شبکه نمایش خانگی در سالهای اخیر به یکی از بازیگران اصلی و شاید بلامنازع عرصه فرهنگ و سرگرمی تبدیل شده و به کسبوکاری با گردش مالی نجومی و قابل توجه بدل شده است؛ کسبوکاری که حالا اعداد و ارقام منتشرشده درباره آن، پرسشهای جدیتری از همیشه درباره نسبت میان درآمد، کیفیت و میزان مخاطب ایجاد میکند.
علیرضا رئیسیان، کارگردان و تهیهکننده سینما، با استناد به آمار منتشرشده از سوی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی درباره وضعیت پلتفرمهای نمایش خانگی، به نکتهای قابل تأمل اشاره کرده است. طبق این آمار، اگرچه ۱۵۷ مجوز برای فعالیت پلتفرمها صادر شده، اما در عمل در سال ۱۴۰۳ تنها سه پلتفرم فعال بودهاند و اکنون نیز تقریباً همین وضعیت ادامه دارد. یعنی برخلاف تصویری که از یک بازار رقابتی و گسترده ارائه میشود، بخش عمده بازار عملاً در اختیار چند بازیگر محدود است.
اما مسئله مهمتر، گردش مالی این بازار است. درآمد پلتفرمها از محل فروش پهنای باند، تبلیغات و حق اشتراک کاربران در سال ۱۴۰۳ حدود ۱۳.۶ هزار میلیارد تومان اعلام شده و برآورد میشود این رقم در پی رونق مصرف محتوای داخلی پس از اختلالات و محدودیتهای اینترنت بینالملل، به حدود ۲۰ هزار میلیارد تومان رسیده باشد.
اینجا یک تناقض بزرگ شکل میگیرد: بازاری با چنین گردش مالی عظیمی، بنا بر همین آمارها، تنها حدود دو میلیون کاربر دارد. دو میلیون کاربر در برابر جمعیت نزدیک به ۹۰ میلیون نفری ایران، حتی اگر بخش قابل توجهی از جمعیت را مخاطب بالقوه ندانیم، عدد چندان بزرگی نیست.
درواقع موضوع اصلی صرفاً درآمد و سوددهی این پلتفرمها نیست؛ آنچه اهمیت بیشتری دارد این است که در برابر این درآمد هنگفت، چه میزان محصول باکیفیت فرهنگی به مخاطب عرضه شده است؟ اگر هزینههای تولید، تبلیغات، زیرساخت و سایر مخارج را از درآمدها کم کنیم، آیا واقعاً نسبت میان هزینه و خروجی با چنین سودهایی تناسب دارد؟
نمایش خانگی قرار بود بخشی از بار سرگرمی و تولید فرهنگی کشور را به دوش بکشد؛ اما امروز باید درباره مدلی پرسید که درآمدهای آن با سرعت رشد میکند، در حالی که مخاطب محدود است و کیفیت بسیاری از تولیدات نیز محل انتقاد جدی قرار دارد. اگر قرار است این صنعت به یک امپراتوری اقتصادی تبدیل شود، حداقل انتظار این است که سهم فرهنگ و مخاطب از این امپراتوری نیز به همان اندازه بزرگ باشد.




