سیاست فرهنگی ویترینی و حذف کتاب!

حذف کتاب از سبد فرهنگی مردم هر روز نگران‌کننده‌تر می‌شود

محمد قربانی| اگر در یک سال گذشته سیاست فرهنگی دولت مسعود پزشکیان را مرور کنیم، به این نتیجه می‌رسیم که ویترین و حاشیه بیش از هر چیز در اولویت است. دولت پزشکیان فرهنگ را خلاصه‌شده در سینما، شبکه خانگی و حواشی حول سلبریتی‌های داخلی و خارجی می‌بیند و از اساسی‌ترین فاکتورهای فرهنگی غافل است.

امروز پشت ویترین جنجالی فرهنگ، یکی از مهم‌ترین شاخص‌های فرهنگ عمومی ایران بی‌صدا سقوط کرده است؛ کتاب. افزایش بی‌سابقه قیمت کتاب، حذف یارانه کاغذ، کاهش قدرت خرید خانوار و افت سهم کالاهای فرهنگی از سبد مصرف مردم، کتاب را از سبد فرهنگی مردم به مرور حذف کرده است.

آمارهای رسمی نشان می‌دهد سهم کتاب و سایر کالاهای فرهنگی در هزینه خانوار -به ویژه بعد از حذف یارانه کتاب- به شدت کاهش یافته و فعالان نشر می‌گویند روند گرانی کاغذ در دولت جدید، بحران بازار کتاب را تشدید کرده است. در حالی که میلیاردها تومان بودجه و توجه رسانه‌ای صرف سرگرمی‌های تصویری شده، کتاب و کتابخوانی عملاً از اولویت سیاست فرهنگی کنار گذاشته شده‌ است؛ اتفاقی که حالا در تیراژ کتاب، فروش کتابفروشی‌ها و سرانه مطالعه خود را نشان می‌دهد.

براساس گزارش‌های مرکز آمار و تحلیل‌های اقتصادی حوزه نشر، سهم کتاب و سایر کالاهای فرهنگی از هزینه خانوار ایرانی افتی محسوس داشته است. یکی از مهم‌ترین دلایل این وضعیت، جهش هزینه تولید کتاب است. کاغذ که حدود ۳۰ تا ۴۰ درصد قیمت تمام‌شده یک کتاب را تشکیل می‌دهد، دوباره وارد مدار افزایش قیمت شده است. فعالان صنعت نشر اعلام کرده‌اند قیمت هر بند کاغذ تحریر که تا میانه سال ۱۴۰۴ حدود یک میلیون و ۶۵۰ هزار تومان بود، ظرف چند ماه به دو میلیون و ۵۰۰ هزار تومان رسید؛ رشدی بیش از ۵۰ درصد. هم‌زمان بسیاری از ناشران از کاهش یا حذف دسترسی به کاغذ یارانه‌ای و سخت‌تر شدن تخصیص ارز برای واردات کاغذ خبر داده‌اند.

نتیجه مستقیم این افزایش قیمت، کوچک شدن بازار کتاب است. ناشران به جای چاپ‌های سه‌هزار نسخه‌ای، کتاب‌ها را با شمارگان ۳۰۰ تا ۵۰۰ نسخه منتشر می‌کنند و بسیاری از عناوین اصلاً تجدید چاپ نمی‌شوند. این یعنی حتی اگر تقاضا وجود داشته باشد، عرضه نیز محدودتر شده است.

اما بحران فقط اقتصادی نیست؛ بحران، اولویت‌های فرهنگی است. در یک سال گذشته عمده تمرکز وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی بر سینما، تسهیل فعالیت پلتفرم‌های نمایش خانگی و برگزاری کنسرت‌ها بوده است. حوزه‌هایی که بیشترین پوشش رسانه‌ای و تبلیغاتی را دریافت کرده‌اند. در مقابل، هیچ برنامه ملی مؤثری برای افزایش سرانه مطالعه یا تقویت کتابفروشی‌ها ارائه نشده است و صنعت نشر همچنان با سیاست‌های مقطعی اداره می‌شود.

آخرین پیمایش رسمی وزارت فرهنگ درباره مطالعه نشان می‌دهد سرانه مطالعه ایرانیان روزانه ۱۶ دقیقه و ۳۲ ثانیه است؛ آماری که حتی شامل قرآن، ادعیه، روزنامه و نشریات نیز می‌شود. اگر فقط کتاب غیردرسی را معیار قرار دهیم، بسیاری از پژوهشگران و فعالان حوزه کتاب معتقدند میزان مطالعه واقعی بسیار کمتر از این رقم است و روند نزولی آن ادامه دارد.

کتابی که در سال ۱۴۰۰ با قیمت حدود ۷۰ تا ۹۰ هزار تومان عرضه می‌شد، امروز در بسیاری از موارد به ۲۵۰ تا ۴۵۰ هزار تومان رسیده است. برای خانواده‌ای که هزینه مسکن، خوراک و درمان اولویت دارد، خرید یک یا دو جلد کتاب در ماه به تصمیمی لوکس تبدیل شده است. همین مسئله باعث شده کتاب از نخستین کالاهایی باشد که از سبد مصرف خانوار حذف می‌شود.

کارشناسان حوزه نشر سال‌ها پیش هشدار داده بودند که افزایش قیمت کاغذ، کاهش تیراژ، تعطیلی کتابفروشی‌های محلی و حذف کتاب از سبد خرید خانوار، مستقیماً سرانه مطالعه را کاهش می‌دهد. امروز همان هشدارها به واقعیت تبدیل شده است.

مسئله اصلی شاید این باشد که سیاست فرهنگی دولت، فرهنگ را بیش از آنکه در کتابخانه‌ها جست‌وجو کند، در گیشه سینما، آمار فروش پلتفرم‌ها و تعداد کنسرت‌ها می‌بیند -که البته در اینها هم توفیق چندانی نداشته. نتیجه چنین نگاهی، فرهنگی است که ویترینش شلوغ‌تر شده اما قفسه کتابخانه‌هایش خلوت‌تر. جایی که کتاب، آرام‌آرام از متن زندگی ایرانیان به حاشیه رانده می‌شود. به قول رهبر شهیدمان، چیزی جای کتاب را نمی‌گیرد و یک دولت کارآمد، بیش از هر چیز باید حواسش به حوزه کتاب باشد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

5 × 1 =

دکمه بازگشت به بالا