تئاتر هم از نفوذ آمریکا و اسرائیل در امان نماند!

مسعود حنیفی| چندی پیش بود که بلیت پنج میلیونی جایگاه شاه‌نشین نمایش آرش حسابی در رسانه‌های مختلف حاشیه‌ساز شد و و اکنش آن‌ها را برانگیخت. برخی می‌گفتند که با این گران‌سازی‌ها دیگر رفتن به تئاتر برای مردم عادی صرف نمی‌کند، اما در این میان بعضی دیگر سعی در کنکاش دقیق موضوع داشتند و از بازتولید امر فرهنگی به‌وسیله فیلم‌ها و نمایش‌های پرخرج توسط نهادهای گوناگون گفتند.

 اما این تنها فرع قضیه نمایش آرش بود، چون بعد از حمایت صریح «نوید محمدزاده» از فلسطین، دست‌اندرکاران نمایش پرخرج آرش از ادامه همکاری با این بازیگر صرفنظر کردند و گفتند که حواشی و مسائل اخلاقی دلیل این تصمیم بوده است! در همین ابتدا باید این سوال را از گردانندگان این نمایش ارگانی پرسید که مگر باقی بازیگران علیه‌السلام هستند که نوید محمدزاده را به‌خاطر حواشی‌ای که تقریبا دیگران نیز با آن همواره دست به گریبانند قربانی می‌کنید؟ این بازیگر پیش‌تر هم یکی از سلبریتی‌های پر سروصدای فضای مجازی بود، اما هیچ یک از کنش‌هایش منجر به حذف او از پروژه‌های سینمایی، تئاتری و پلتفرمی نشد.

مسئله اصلی و اساسی هم دقیقا همینجاست؛ گویا حرف زدن از حقانیت جبهه مقاومت در برابر شیاطین -حتی اگر پروژه‌ای بودن آن به اثبات برسد- باید برای گوینده و کنشگر آنقدر هزینه مادی و معنوی داشته باشد تا وی حرف‌هایش را پس بگیرد، وگرنه توسط مافیای پنهان صنعت کم‌بنیه و محدود سرگرمی حذف می‌شود، به‌ویژه آنکه نوید محمدزاده بعد از سال‌ها حاشیه‌پراکنی بی‌‎مورد، برای اولین‌بار بود که قصد داشت اقدامی ارزشمند و خداپسندانه از خود نشان دهد. چندی پیش هم پرویز پرستویی در مورد جریان ضد ایرانی پهلوی حرف‌هایی زده بود که به‌واسطه رفتارهای فاشیستی مجازی تمام آن‌ها را پس گرفت و حتی با صراحت از طرفداران پسر شاه مخلوع -که بخشی از آن‌ها ربات و چت‌بات هستند- عذرخواهی کرد!

البته محمدزاده تاکنون دست به اقدامی مشابه نزده، اما این پرسش در جای خود مطرح است که چرا بیان حرف‌های حق را به دوش کسانی می‌اندازیم که اساسا پیش از هر کاری سود و زیان مادی آن را می‌سنجند؟ این اشخاص حتی اگر افراد خوب و خوشنامی هم باشند نمی‌توانند تا ابدالدهر خود را به‌عنوان پیک انقلاب اسلامی معرفی کنند، چون همانطور که مشاهده می‌کنیم زندگی خرج دارد و حتی مقاطعه‌کاران و کارگزاران فرهنگی نزدیک به ساختار رسمی هم در مواقع لزوم بر ضد منافع ملی دست به اقدام می‌زنند. مسئله دیگری که در این بین مطرح است، لزوم بازگشت اقتدار به حکمرانی فرهنگی جمهوری اسلامی و حسابرسی از گردانندگان نهادهای فرهنگی در بزنگاه‌های اینچنینی است، زیرا وقتی یک نمایش بزرگ و گران‌قیمت با سفارش مستقیم ارگانی خاص تولید می‌شود، دیگر نباید فروش رفتن یا نرفتن بلیت‌های آن اهمیتی برای ایشان داشته باشد، زیرا این آثار برای بازتولید امر فرهنگی به روی صحنه می‌روند، نه کسب منافع مالی، پس می‌شود مانند گذشته از حواشی محمدزاده هم به‌سادگی گذر کرد.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

4 + 14 =

دکمه بازگشت به بالا