معماری گذشته نباید کپی شود؛ باید متناسب با نیاز انسان بازتعریف شود

مدیر استودیو معماری «مصاف» گفت: هندسه‌های منظمی که در معماری گذشته می‌بینیم، به دلیل تناسبشان می‌توانند به آرامش ذهن کمک کنند؛ در مقابل فرم‌های پراکنده و بی‌قاعده بر ذهن انسان اثر می‌گذارند.

مائده سادات مرویان حسینی: معماری فقط ساخت بنا و طراحی فضای آن نیست، بلکه بخشی از فرهنگ و شیوه زندگی هر جامعه است و می‌تواند بر نحوه ارتباط انسان با خانواده، طبیعت، محیط اطراف و حتی نوع نگاه او به زندگی اثر بگذارد. به همین دلیل معماری ایرانی ـ اسلامی صرفا به معنای بازگشت به شکل‌ها و عناصر معماری گذشته نیست. موضوع اصلی این است که مبانی و تجربه‌هایی که در طول تاریخ در شکل‌گیری این معماری نقش داشتند را بشناسیم و تلاش کنیم آن‌ها را متناسب با زندگی انسان امروز بازتعریف کنیم.

در بخش اول گفت‌وگو با حسین کریمی، مدیر مجموعه معماری «مصاف» و فعال حوزه معماری ایرانی ـ اسلامی، درباره همین موضوع صحبت کردیم. در این گفت‌وگو درباره پیشینه چند هزار ساله معماری در ایران و تأثیر اسلام بر شکل‌گیری هویت معماری ایرانی ـ اسلامی صحبت کردیم و همچنین اشاره شد که فاصله گرفتن معماری معاصر از این هویت، فقط به تغییر شکل بناها محدود نمی‌شود و ریشه‌های عمیق‌تری دارد. در بخش اول گفت‌وگو گفته شد، معماری ایرانی ـ اسلامی را نمی‌توان صرفا در برخی عناصر ظاهری مانند قوس، گنبد، آجر، کاشی یا حیاط مرکزی خلاصه کرد.

آن چیزی که اهمیت بیشتری دارد، نوع نگاه به انسان و زندگی است؛ اینکه معماری چه نسبتی با نیازهای جسمی و روحی انسان، خانواده، طبیعت، آرامش و ارتباط انسان با خدا دارد. همچنین در بخش اول به چگونگی انتقال تجربه معماری گذشته به بناهای امروزی اشاره شد و این فعال حوزه معماری ایرانی ـ اسلامی دو رویکرد را نادرست دانست؛ نخست، کپی کردن عین معماری گذشته و دوم، فاصله گرفتن کامل از فرم و هویت تاریخی و باقی گذاشتن مفاهیم انتزاعی. معماری ایرانی ـ اسلامی باید بتواند با فناوری، نیازها و سبک زندگی امروز هماهنگ شود، بدون اینکه هویت خود را از دست بدهد. در این حالت، هدف، کپی کردن گذشته یا کنار گذاشتن گذشته نیست، بلکه بازآفرینی معماری ایرانی ـ اسلامی با زبان و امکانات امروز است. در ادامه این گفت‌وگو به این موضوع می‌پردازیم که این نگاه چگونه می‌تواند از سطح نظریه به فرآیند طراحی و ساخت وارد شود و چگونه می‌توان الگوهای معماری گذشته را با شرایط انسان امروز تطبیق دهیم.

* شما گفتید که می‌توان از اصول و الگوهای معماری گذشته در بناهای امروز استفاده کرد، اما باید متناسب با شرایط و نیاز انسان بازتعریف کرد. در این بازتعریف چطور می‌توان تشخیص داد یک الگو برای انسان امروز مناسب است؟

وقتی می‌گوییم فرم‌ها، اشکال و مصالح مختلف ذاتاً خوب یا بد نیستند و هرکدام ظرفیت‌های متفاوتی دارند، به این معنا نیست که می‌توانیم از همه آنها در معماری استفاده کنیم. بعضی فرم‌ها ممکن است ذاتاً بد نباشند، اما برای انسان ظرفیت مناسبی نداشته باشند. مثلاً بسیاری از هندسه‌های منظم و دقیق که در معماری گذشته ما می‌بینیم، به دلیل نظم و تناسبشان می‌توانند به تمرکز و آرامش ذهن کمک کنند؛ در مقابل، وقتی با فرم‌های بسیار پراکنده، بی‌قاعده و آشفته مواجه می‌شویم، این بی‌نظمی می‌تواند بر ذهن و ادراک انسان هم اثر بگذارد. ما نمی‌توانیم از قواعد فیزیکی و تأثیر محیط بر انسان فرار کنیم. بنابراین ما از برخی فرم‌ها و مصالح بیشتر استفاده می‌کنیم و از برخی کمتر؛ نه صرفاً به دلیل اینکه یکی اسلامی و دیگری غیراسلامی است، بلکه به این دلیل که بعضی از آنها با فطرت انسان، با معنا، با آرامش و با روح معماری اسلامی ـ ایرانی همخوانی بیشتری دارند.

ما در مجموعه مصاف دقیقاً تلاش می‌کنیم این نگاه را از سطح یک ایده و نظریه، به یک روش قابل استفاده و علمی تبدیل کنیم. به همین دلیل از ظرفیت نزدیک به ۱۷۰ کارشناس در حوزه‌های مختلف استفاده می‌کنیم؛ از متخصصان حوزوی و فقهی گرفته تا پزشکان، روان‌شناسان، متخصصان علوم اعصاب، کارشناسان محیط‌زیست، مهندسان و متخصصان معماری و منظر، و همچنین با بهره‌گیری از پیشرفته‌ترین نرم‌افزارها و ابزارهای تخصصی روز دنیا تلاش می‌کنیم ابعاد مختلف رابطه انسان، محیط و معماری را دقیق‌تر بررسی کنیم. هدف ما این است که با کنار هم گذاشتن دانش دینی، حوزوی و علمی روز بفهمیم یک فرم، یک ماده، یک میزان نور، یک عنصر طبیعی یا یک الگوی فضایی، در کجا، برای چه انسانی، با چه شرایط اقلیمی و با چه میزان و کیفیتی می‌تواند بهترین اثر را داشته باشد. این دقیقاً همان جایی است که تلاش می‌کنیم اصول معماری اسلامی ـ ایرانی را از یک مفهوم کلی، به یک دانش قابل استفاده برای معماری امروز تبدیل کنیم.

معماری گذشته نباید کپی شود؛ باید متناسب با نیاز انسان بازتعریف شود

ما امروز یک ساختمان طراحی می‌کنیم. اگر این ساختمان صرفاً یک کالبد باشد و محتوای فکری مشخصی نداشته باشد، یک ساختمان عادی است. اما اگر بر اساس مبانی فکری، مبانی فلسفی و مبانی فقهی مشخصی طراحی شود، آن زمان دیگر صرفاً با یک ساختمان مواجه نیستیم، بلکه با یک رویکرد و یک سبک معماری مواجهیم. ما در معماری امروز، دو بخش را در کنار یکدیگر دنبال می‌کنیم: محتوا و الگوواره‌های معماری گذشته یا همان ظاهر. در بخش اول، محتوای اسلامی ـ ایرانی توسط متخصصان حوزوی ما وارد طراحی می‌شود. یعنی فقه اسلامی که در طول تاریخ توسط فقها و با روش اصولی تبیین شده، باید برای انسان امروز دوباره فهم و تبیین شود. ما نمی‌توانیم صرفاً احکام و روایات را همان‌گونه که در گذشته فهمیده می‌شده، بدون توجه به شرایط انسان امروز در معماری استفاده کنیم. باید این مبانی برای انسان امروز تبیین شود و سپس در طراحی خودش را نشان دهد. این محتوا می‌تواند در موضوعات مختلفی خودش را نشان دهد؛ مثلاً پیش‌بینی نمازخانه، توجه به ارتفاع، هندسه‌هایی که در روایات مورد توصیه قرار گرفتند، انتخاب مواد اولیه و رنگ‌هایی که در قرآن و روایات مورد تأکید قرار گرفتند، نوع فضاسازی و کیفیت فضا و همچنین سلسله‌مراتب فضایی که در منابع دینی مورد توجه قرار گرفته است. اما بخش دوم، الگوواره‌های معماری گذشته ماست. در این بخش می‌توانیم از ظرفیت‌هایی که معماری اسلامی ـ ایرانی در طول تاریخ ایجاد کرده استفاده کنیم؛ مثلاً قوس، حوض، حیاط مرکزی، طاق، شیشه‌های رنگی و حتی هندسه‌های معماری و به‌ویژه ریاضیات معماری گذشته می‌توانند در معماری امروز بازتعریف شوند. البته این به این معنا نیست که هر چیزی که در معماری گذشته وجود داشته، باید عیناً به امروز منتقل شود.

* اگر قرار نیست عناصر معماری گذشته عینا تکرار شود، چطور تشخیص داده می‌شود که کدام ویژگی معماری گذشته قابل استفاده است و کدام باید حذف شود؟

اگر ما در تاریخ معماری خودمان را هم نگاه کنیم، می‌بینیم که خود معماری اسلامی ـ ایرانی نیز همیشه متناسب با شرایط زمانه تغییر کرده. برای مثال، زمانی که از دوره تیموریان عبور کردیم و وارد دوره صفویه شدیم، دیگر قرار نبود تمام پیچیدگی‌های اجرایی و تزئینی دوره‌های قبل عیناً ادامه پیدا کند. در استفاده از شیوه‌های کاشی‌کاری نیز تغییراتی اتفاق افتاد و کاشی هفت‌رنگ در دوره صفویه ابداع و توسعه پیدا کرد، امکان ساخت سریع‌تر و اقتصادی‌تر نسبت به کاشی معقلی و معرق را فراهم کرد و نسبت به برخی شیوه‌های پیچیده‌تر، فرآیند اجرا را ساده‌تر کرد. بنابراین ما هم امروز همین نگاه را داریم. اگر یک عنصر معماری گذشته، مثل بعضی از مقرنس‌ها یا گره‌کاری‌های بسیار پیچیده، قرار باشد هزینه بسیار زیادی ایجاد کند، لزوماً دلیلی ندارد که آن را عیناً وارد ساختمان امروز کنیم. اگر این پیچیدگی صرفاً هزینه ایجاد کند و ضرورت واقعی برای کیفیت فضا نداشته باشد، حتی می‌تواند با مفهوم اسراف در تعارض قرار بگیرد. از طرف دیگر، ساختار ساختمان امروز با گذشته متفاوت است. در معماری گذشته، ساختار بنا و تزئینات تا حد زیادی در هم تنیده بودند؛ یعنی خودِ نیارش و ساختار بنا، از اسکلت و دیوارها گرفته تا نحوه ساخت و شکل‌گیری اجزای بنا، می‌توانست همزمان نقش تزئینی نیز داشته باشد. به بیان دیگر، ساختار بنا و تزئینات آن از یکدیگر جدا نبودند. اما امروزه ساختار بنا و اسکلت ساختمان تغییر کرده است. دیگر اسکلت و دیوارهای ساختمان الزاماً همان چیزی نیستند که نقش تزئینی بنا را ایفا می‌کنند و در بسیاری از موارد، برای ایجاد ظاهر و تزئینات باید عناصر دیگری به ساختمان الحاق کنیم. بنابراین ممکن است بخشی از تزئینات تاریخی، در شرایط امروز به چیزی مازاد بر ساختار بنا تبدیل شوند.

اگر ما در تاریخ معماری خودمان را هم نگاه کنیم، می‌بینیم که خود معماری اسلامی ـ ایرانی نیز همیشه متناسب با شرایط زمانه تغییر کرده. زمانی که از دوره تیموریان عبور کردیم و وارد دوره صفویه شدیم، دیگر قرار نبود تمام پیچیدگی‌های اجرایی و تزئینی دوره‌های قبل عیناً ادامه پیدا کند.به نظر می‌رسد باید متناسب با شرایط امروز، بخشی از پیچیدگی‌های گذشته را حذف یا بازتعریف کنیم؛ دقیقاً همان کاری که نیاکان ما در دوره‌های مختلف انجام می‌دادند و برای تطبیق معماری با اقتصاد، فناوری و شرایط زمانه خودشان تغییراتی در شیوه ساخت و تزئین ایجاد می‌کردند. ما قرار نیست معماری گذشته را کپی کنیم. محتوا و الگوواره‌های معماری اسلامی ـ ایرانی را می‌گیریم، آنها را می‌فهمیم، بازتفسیر می‌کنیم و با زندگی، نیازها، فناوری و شرایط اقتصادی انسان امروز تطبیق می‌دهیم. پس در نهایت، معماری اسلامی ـ ایرانی وارد معماری امروز می‌شود؛ اما نه به عنوان یک سری عناصر تزئینی که به یک ساختمان مدرن اضافه شوند. محتوا و مبانی فکری از یک طرف، و الگوواره‌های اصلی معماری گذشته از طرف دیگر، وارد فرآیند طراحی می‌شوند و در نهایت با زندگی انسان امروز تطبیق پیدا می‌کنند. البته شاید برای شما جالب باشد که بدانید بعد از اینکه این موضوعات توسط ۱۷۰ کارشناسان ما در حوزه های مختلف بررسی می‌شوند، کار در همین‌جا متوقف نمی‌شود. ما نتایج را در ادامه در اختیار علما، معماران و اساتید شناخته‌شده ایرانی و حتی برخی معماران خارجی قرار می‌دهیم و از نگاه و نقد آنها نیز استفاده می‌کنیم. این فرآیند به ما کمک می‌کند اگر خطایی در برداشت یا تحلیل‌هایمان وجود دارد، آن را زودتر شناسایی و اصلاح کنیم. در مرحله بعد، این مباحث در کارگاه‌های «معماری اسلامی ـ ایرانی مصاف»، ارائه می‌شوند و در معرض نگاه و نقد دانشجویان و فعالان معماری قرار می‌گیرند. بنابراین ایده‌ها چندین بار محک می‌خورند، نقد می‌شوند و کامل‌تر می‌شوند.

معماری گذشته نباید کپی شود؛ باید متناسب با نیاز انسان بازتعریف شود

* این رویکردی که در مجموعه‌تان دارید چقدر با استقبال مردم مواجه شده؟ آیا مخاطبان شما با این نوع معماری ارتباط برقرار کردند؟

بازخوردهایی که ما از پروژه‌های معماری‌مان گرفتیم، نشان می‌دهد که استقبال مردم بسیار خوب بوده. ما بخشی از طراحی‌ها و کارهایی را که در مجموعه انجام دادیم در رسانه‌مان منتشر کردیم و میزان بازدید واکنش‌هایی که مردم نشان دادند، برای ما بسیار قابل‌توجه بود. در کنار آن، افزایش درخواست‌های طراحی و استقبال بیشتر از کارگاه‌های آموزشی‌مان هم همین موضوع را تأیید می‌کند. این موضوع از این جهت برای ما مهم بود که پیش از این بارها شنیده بودیم وقتی از معماری ایرانی ـ اسلامی صحبت می‌شود، مردم یا سنتی بودن آن را نمی‌پذیرند، یا اگر هم آن را بپسندند، می‌گویند برای زندگی امروز خودشان چنین خانه‌ای را نمی‌خواهند. یعنی یک تصور عمومی وجود داشت که معماری ایرانی ـ اسلامی الزاماً با معماری سنتی و تاریخی گره خورده است. اما تجربه ما نشان داد که مسئله، خودِ معماری ایرانی ـ اسلامی نیست؛ مسئله این است که چطور آن را به زبان امروز بیان کنیم. ما تلاش کردیم محتوای عمیق ایرانی ـ اسلامی را کامل کنیم، و آن را با زبان امروزی ارائه کنیم؛ به شکلی که یک بنا هم ریشه در گذشته داشته باشد و هم کاملاً متعلق به زندگی امروز و حتی آینده به نظر برسد. به نظرم افزایش درخواست‌های طراحی، استقبال از کارگاه‌ها و واکنش‌هایی که در رسانه‌ها دریافت کردیم، نشان می‌دهد که مردم با معماری ایرانی ـ اسلامی مسئله‌ای ندارند؛ اگر این معماری با زبان درست، جذاب و متناسب با زندگی امروز ارائه شود، اتفاقاً استقبال بسیار خوبی هم از آن می‌کنند.

* آیا فعالیت‌هایی از جنس کار شما می‌تواند به احیای معماری ایرانی ـ اسلامی در ایران کمک کند؟

به تنهایی نه؛ و اگر بگوییم یک مجموعه یا یک گروه می‌تواند به تنهایی معماری اسلامی ـ ایرانی را احیا کند، واقع‌بینانه نیست. احیای معماری اسلامی ـ ایرانی یک پروژه بزرگ فرهنگی، آموزشی، اقتصادی و حتی سیاست‌گذاری است و برای تحقق آن باید یک فرایند بزرگ و چندلایه شکل بگیرد. در این مسیر، دولت، رسانه‌ها، دانشگاه‌ها، کتب درسی، سازندگان، معماران و نهادهای تصمیم‌گیر، همه نقش دارند. اگر قرار باشد این جریان واقعاً در کشور شکل بگیرد، باید در مقیاس بسیار بزرگ‌تری وارد نظام آموزشی ما شود. دانشجوی معماری باید از همان دوران دانشگاه با مفهوم معماری اسلامی ـ ایرانی، مبانی آن و نحوه تبدیل این مبانی به معماری امروز آشنا شود. در حال حاضر، ما چیزی که بتوان نام آن را به معنای واقعی، یک جریان فراگیر آموزش معماری اسلامی ـ ایرانی در دانشگاه‌های کشور گذاشت، نداریم. حتی در میان اساتید حوزه معماری اسلامی نیز این خلأ دیده می‌شود. بخشی از این آموزش‌ها بیشتر در قالب معماری سنتی ارائه می‌شوند، بعضی اساتید اساساً تعریف مشخص و جامعی از معماری اسلامی ـ ایرانی ندارند و حتی ممکن است با اصل این رویکرد موافق نباشند. البته اساتید توانمند و دغدغه‌مندی هم در بعضی دانشگاه‌ها حضور دارند که در این زمینه فعالیت‌هایی انجام می‌دهند؛ اما مسئله این است که تعداد و مقیاس این جریان باید بسیار بیشتر شود. این موضوع باید در کتب درسی، برنامه‌های دانشگاهی و فرآیند تربیت معمار ورود جدی‌تری پیدا کند. نمی‌شود انتظار داشت معماری اسلامی ـ ایرانی در جامعه شکل بگیرد، اما دانشجوی معماری و شهرسازی در طول تحصیل خود به شکل جدی با مبانی آن مواجه نشود.

معماری گذشته نباید کپی شود؛ باید متناسب با نیاز انسان بازتعریف شود

* در کنار دانشگاه و فضای آموزشی کشور، سیاست‌ها و تصمیمات نهادهای دولتی چه نقشی می‌تواند بر مسیر معماری ایرانی _ اسلامی داشته باشد؟

نقش دولت و نهادهای تصمیم‌گیر بسیار جدی است. حکومت می‌تواند با قانون‌گذاری، سیاست‌گذاری، تعریف مسابقات معماری، اعطای جوایز، حمایت از پروژه‌های شاخص و تعیین معیارهای درست برای ساخت‌وساز جهت‌گیری معماری کشور بخصوص معماری ارگان های دولتی را تغییر دهد. همان‌طور که سیاست‌گذاری‌های امروز می‌توانند فضای معماری کشور را به سمت الگوهای غربی و گاهی غرب‌زدگی سوق دهند، با سیاست‌گذاری درست می‌توان این جریان را به سمت معماری اسلامی ـ ایرانی هدایت کرد. اما در کنار دولت و دانشگاه، رسانه یکی از مهم‌ترین حلقه‌های این زنجیره است. رسانه فقط یک ابزار اطلاع‌رسانی نیست؛ رسانه به‌خصوص در حوزه معماری و سبک زندگی، به مردم نشان می‌دهد که چه چیزی را باید زیبا، مطلوب و شایسته زندگی بدانند.

در اینجا هم باید بین رسانه‌های تخصصی و رسانه‌های عمومی تفاوت قائل شویم. رسانه‌های تخصصی معماری، معماران و متخصصان را تحت تأثیر قرار می‌دهند، اما رسانه‌های عمومی، خصوصاً صداوسیما، در مقیاس بسیار بزرگ‌تری روی سبک زندگی مردم اثر می‌گذارند. وقتی در صدا و سیما، زندگی لوکس و امروزی را با یک خانه رومی یا یک ساختمان کاملاً غربی نمایش می‌دهیم و آن را به عنوان نماد زندگی مطلوب و موفق معرفی می‌کنیم، طبیعتاً همان تصویر تبدیل به الگو می‌شود. از طرف دیگر، وقتی قرار است یک زندگی اسلامی ـ ایرانی، سالم و متناسب با فرهنگ خودمان را نمایش دهیم، گاهی به جای اینکه یک نمونه زیبا، باکیفیت و معاصر از معماری اسلامی ـ ایرانی نشان دهیم، سراغ یک خانه قدیمی، فرسوده و نامناسب از گذشته می‌رویم؛ خانه‌ای که حتی از نظر معماری هم الزاماً نماینده کیفیت‌های ارزشمند معماری گذشته ما نیست. خب طبیعی است که چنین تصویری نمی‌تواند برای نسل امروز الگو ایجاد کند. اگر قرار است معماری اسلامی ـ ایرانی را به عنوان یک الگوی مطلوب معرفی کنیم، باید نمونه مطلوب، زیبا، باکیفیت و امروزی آن را هم به مردم نشان بدهیم. نمی‌توان از مردم انتظار داشت معماری اسلامی ـ ایرانی را انتخاب کنند، اما تصویر ارائه‌شده از آن در رسانه، یک معماری فرسوده و متعلق به چند صد سال قبل باشد. در کنار این موضوع، ما خودمان هم تلاش کردیم در حوزه رسانه یک ظرفیت جدی ایجاد کنیم. در حال حاضر رسانه معماری و شهرسازی مصاف، رسانه تخصصی شخصی بنده و رسانه استودیوی معماری و شهرسازی مصاف، به ترتیب در زمره بزرگ‌ترین صفحات فعال در حوزه معماری و شهرسازی اسلامی ـ ایرانی قرار دارند و توانستند مخاطب قابل توجهی را در این حوزه جذب کنند.

حاکمیت و نهادهای تصمیم‌گیر ابزارهای بسیار قدرتمندی برای تغییر این جهت‌گیری دارند. می‌توانند با سیاست‌گذاری و ایجاد مشوق‌های درست، زمینه‌ای ایجاد کنند که معماری و شهرسازی اسلامی ـ ایرانی نه فقط به عنوان یک بحث نظری، بلکه به عنوان یک جریان واقعی در آموزش، طراحی، ساخت و بازار معماری کشور حضور پیدا کند.

ما در این سال‌ها به بزرگ ترین رسانه معماری اسلامی دست پیدا کردیم و جز پربازدید ترین رسانه های معماری هم هستیم و نکته مهم برای ما این است که این اتفاق صرفاً یک اتفاق ساده در فضای مجازی نبوده است. آثار آن را در دنیای واقعی هم دیدیم؛ از افرادی که برای یادگیری در دوره‌ها و کارگاه‌های ما شرکت می‌کنند تا درخواست‌های متعدد برای انجام پروژه که از همین مسیر به سمت مجموعه آمده است. حتی در مقیاس بین‌المللی نیز بازخوردهایی داشتیم و مردمی که از تصاویر بناهای ما الگوبرداری کردند. با این حال، این اقدامات به تنهایی کافی نیست. ما می‌توانیم در بخش رسانه و آموزش اثرگذار باشیم، اما برای اینکه معماری شهرسازی اسلامی ـ ایرانی واقعاً در کشور احیا شود، باید فرایندسازی در مقیاس بسیار بزرگ‌تری اتفاق بیفتد.

رسانه‌های تخصصی و عمومی باید نمونه‌های درست و جذاب آن را به جامعه معرفی کنند، صداوسیما باید در بازنمایی سبک زندگی اسلامی ـ ایرانی و معماری اسلامی ـ ایرانی الگوهای باکیفیت و معاصر ارائه دهد، سازندگان باید نمونه‌های موفق و اقتصادی آن را ببینند و دولت و نهادهای تصمیم‌گیرو شهرداری‌ها نیز با ابزارهایی که در اختیار دارند، از جمله قانون، مسابقه، جایزه و حمایت، مسیر معماری کشور را به این سمت هدایت کنند. اگر امروز بخشی از کانون‌ها، گروه‌ها و مجموعه‌های معماری و شهرسازی کشور، آگاهانه یا ناآگاهانه، فضای معماری را به سمت الگوهای غربی سوق می‌دهند، این به این معنا نیست که این مسیر قابل تغییر نیست. حاکمیت و نهادهای تصمیم‌گیر ابزارهای بسیار قدرتمندی برای تغییر این جهت‌گیری دارند. می‌توانند با سیاست‌گذاری و ایجاد مشوق‌های درست، زمینه‌ای ایجاد کنند که معماری و شهرسازی اسلامی ـ ایرانی نه فقط به عنوان یک بحث نظری، بلکه به عنوان یک جریان واقعی در آموزش، طراحی، ساخت و بازار معماری کشور حضور پیدا کند.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

10 − پنج =

دکمه بازگشت به بالا