اشک یتیمی غزه برای تکیهگاهی که رفت!

آقای شهیدمان که رفت دنیایی عزادار و یتیم شد، اما یتیمی غزه فرق میکند، کوه عظیمِ تکیهگاهشان فروریخته است.
فاطمه مرادزاده در خبرگزاری تسنیم نوشت: درست در مرکز شهر غزه؛ در یکی از خیابانهای اصلی شهر؛ همانجا که ساختمانهای چندطبقه با بمباران صهیونیستها غیرمسکونی شده و در و پنجرههایشان فروریخته، نزدیکی تلِ آوارهای ویران و نیمهویران، در شهری که رمق برایش باقی نمانده، اما بهسختی نفس میکشد و عطر زندگی جاری است، یک استندِ غولپیکر، قد برافراشته تا قابی باشد برای یادآوری! برای به تصویر کشیدن حماسهسازی مردان بزرگ مقاومت؛ شهیدان راه قدس. تا رشادتها و از خودگذشتنها و جاندادنها برای فلسطین و قدس شریف لابهلای بمبها و ویرانیها و زخمها و دردها و هیاهوی دود و آتش و آوارگی، گم نشود.
پیشتر تصویر مردان بزرگی چون یحیی سنوار، سیدحسن نصرالله، محمد ضیف و اسماعیل هنیه، پس از شهادت روی آن نشسته و تا ماهها روح بزرگشان نظارهگر و دعاگوی مردم فلسطین و غزه بود و چهره مصممشان در آنقابِ فلزیِ عظیم، دلگرمی مردم مقاوم و بیپناه باریکه.
حالا از دو هفته پیش، تصویر مرد بزرگ دیگری روی آن جایگاه نشسته؛ بزرگمرد شهیدی که روح و جان قدس و فلسطین بود و در کلام، حرف و عمل، حامی بزرگ غزه در محاصره؛ که اگر نبود، شاید حماسه مردان بزرگ حماس در چند دهه اخیر رقم نمیخورد و نام و آوازه غزه در دنیای خوابآلودِ امروز نمیپیچید و سیل جمعیت طرفدار آزادی قدس شریف در جای جای کره خاکی سرازیر نمیشد و پرچم فلسطین در شهرها و خیابانهای جهان به اهتزاز در نمیآمد.
مردان حماسی به نشانه عزاداری و اعلام وفاداری و قدردانی از رهبر بزرگ و وفادار حامیِ آرمان فلسطین، روی داربستِ استند عظیمِ خیابان اصلی غزه ایستادند و مقابل صدها جفت چشمِ حیرانی که به آنها خیره بود، پارچه عظیمی را به آرامی روی استند رها کردند؛ پارچهای با تصویری از مسجدالاقصی و انبوه جمعیت عزاداری که رو به سوی قدس، تابوتی پرچمپوش، همراهِ چفیه و عمامهای سیاه را روی دستهایشان بلند کرده بودند و عبارت «عهد الامة لشهید القدس» و شعار «قوموا لِلّهِ» با مشتِ گرهکرده، روی آن نقش بسته بود. یعنی که با شهید قدس عهد میبندیم که راهت را ادامه دهیم؛که ننشینیم و در جا نزنیم. یعنی گرچه خستهایم اما با شعار قوموا لله برای خدا برخاستهایم و برمیخیزیم و به اینایستادگی ادامه میدهیم.

تصویر بزرگ پارچهای که روی استند نشست، به آن صدهاجفت چشمِ خیره، لنز دوربینِ گوشیها هم اضافه شد و تصویر بنر بزرگ خیابان غزه توی قاب گوشیها نشست؛ تصویر شهید بزرگ راه قدس که امامِ مظلومان و بیپناهان و مستضعفان و آوارگان بود و راهبر مردان مقاومت و راهگشای راه آزادی قدس؛ رهبری که آرزوی پیوستن به یاران و سربازان شهیدش در ماه مبارک رمضان به بار نشست و در پناهِ ملکوت اعلی جا گرفت و پشت غزه و فلسطین و فلسطینیان به همان اندازه خالی شد.
این جای خالی را مردان و زنان و کودکان رنجدیده غزه و مجروحان و آوارگان فلسطینی، و آن جوان جانباز را که دو پایش را در بمباران رژیم اشغالگرِ صهیون گم کرده و حالا با تکیه بر دو پای فلزی، پرحسرت به تصویر امام شهید روی استندِ خیابان غزه خیره شده بود، بهتر از هر کسی در جهان میفهمند.
با وجود غربت و تنهایی و بیپناهی و آوارگی، پشتشان به یک حامی بزرگ و قدرتمند؛ به کوهی عظیم گرم بود؛ کوهی که حالا نیست…

کودکان و نوجوانان و حتی برخی جوانان غزه شاید ندانند، اما تاریخِ غزه و فلسطین از یادش نمیرود حمایت از غزه و قدس و فلسطین حدود 40 سال در هر سخنرانی و دیدار خصوصی و عمومی و مردمی بزرگمرد شهید ایرانی، از اولویتها بود؛ مثل وقتی که در سالگرد طوفانالاقصی در 15 مهر سال گذشته، آن عملیات طوفانی را معجزهای برای باطل کردن طرح و نقشه دشمنِ امریکاییانگلیسیصهیونیستی عنوان کرد؛ یا در دیدارِ اسفند 1402 با قاریان مسابقات جهانی قران در تهران، موضوع غزه را مسئله بزرگ دنیای اسلام خواند و به سران و مسئولان کشورهای اسلامی تشر زد که چرا به دستور قرآن که میگوید «با دشمنان خدا و مسلمانان ارتباط برقرار نکنید»، عمل نمیکنند و رابطه خود با رژیم قاتل صهیونیستی را قطع نمیکنند؟… که اگر این روند را ادامه دهند و به بزرگترین وظیفه خود یعنی حمایت از مردم مظلوم غزه عمل نکنند، باید منتظر سوال و مواخذه پروردگار عالم باشند.
از سخنرانیها و توصیهها و سفارشهای پیاپی درباره غزه و قدس و فلسطین که بگذریم، آنکه روح ایستادگی و مقاومت را در جسم و جانِ مردم فلسطین و بزرگمردان حماس دمید و با کمکهای مالی و معنوی، قدرت و قوت و عزت و اعتماد به نفس را به آنها بخشید تا مقابل دشمن صهیونیِ تا بنِ دندان مسلح بایستند و مانع اشغال خاک غزه شوند، امام شهید ایرانیان بود و سردار شجاعش حاج قاسم سلیمانی که تا قلبِ غزه در محاصره، پیش رفته بود. حمایتهایی که به حفر تونلهای بزرگ و پرپیچوخم غزه و مسلحشدن مردان و جوانان آن باریکه، توسعه و پیشرفت تسلیحاتی و ارتقای روحیه مبارزه و مقاومت و ایستادگیِ آنها منجر شد؛ تلاشی مقدس که خودِ رهبر شهید آذر 1393 در سخنانی به آن اشاره کرد و گفت: «ما همان کمکی که به حزباللهِ شیعه لبنان کردیم، همان کمک را به حماس و جهاد هم کردیم و توانستیم مُشت برادران فلسطینی را در غزه تقویت کنیم و این کار ادامه خواهد یافت…»

تاریخ، بیشک اینحمایتهای پیاپیِ رهبر شهید ایران و اسلام و مقاومت را که همزمان با شروع دوران رهبریاش آغاز شد، از یاد نخواهد برد…
نه تاریخ، نه مردم و نه مردان حماس، غزه، قدس و فلسطین، از یاد نخواهند برد احمد یاسین رهبر و بنیانگذار فلسطینیِ حماس وقتی به دنبال حمایت و تکیهگاهی بود، اردیبهشت 1377 ( 1998) راهی ایران شد و مقابل آقای سیدعلی خامنهای عزیز ما نشست، تا سرفصل مبارزه و مقاومتِ حماس و باریکه غزه برای آزادسازی قدس شریف از پایتخت ایران اسلامی آغاز شود.
و از یادش نخواهد رفت تاریخ، که مرگ سرخ اسماعیل هنیه دیگر رهبر حماس در مرداد 1403 در پایتخت جهانی مقاومت؛ در شهر ولایتپذیر تهران رقم خورد تا خون پاکش با خاک پاک ایران و خون پاک مردان و زنان شهید ایرانی درهم بیامیزد و پیوند ایران و فلسطین، پیوندی خونی و جاودانه شود.
اینها را نه تاریخ از یاد خواهد برد، نه پیرمردها و پیرزنها و نه حتی جوانان فلسطینی، که موشکهای پرسرعت، پرقدرت و دلربای ایرانی، بارها و بارها در عملیاتهای وعده صادق از روی سرشان گذشت و بر فرق صهیونیستهای درنده و اشغالگرِ سرزمینهای اشغالی فرود آمد.
برای آقای شهیدمان در غزه نماز خواندند
فلسطینیها و مردم بیپناه غزه فراموش نکردهاند یکهفته پیش ( 19 تیر/ 25 محرم)، زن و مرد و پیر و کودک و جوان، در میان ویرانههای غزه جمع شدند و مقابل تصویر پارچهای بزرگی از مشتِ گرهکرده سیدعلی خامنهای با شعار «قوموا لله»، برای روح امام شهیدمان نماز غایب خواندند تا نام آنها هم در فهرست امت رهبر شهیدی که در تهران و قم و مشهد و کربلا و نجف برایش نماز بدرقه خواندند، نوشته شود.

دیوارهای سوگوار و نیمهویران غزه
جوانانِ مظلوم و محروم غزه، آقای شهیدمان را از یاد نبردند که همزمان با سوگ ایرانیان و بدرقه آقای عزیزمان تا عرش کبریا، دست به قلممو شدند و روی دیوارهای نیمهمخروب شهرهای غزه، تصاویر پرچمهای درهمتنیده ایران و فلسطین و مشت گرهکرده رهبر شهیدمان را با شعار مقدس «قوموا لله» نقاشی کردند و کنارش نوشتند: «سید علی؛ ای محبوب فلسطین، غزه هرگز تو را فراموش نخواهد کرد.»
نوشتند «فراموشت نمیکنیم!» و عشق و علاقهشان را از اعماقِ زندان روبازِ بزرگ غزه به امام و شهید بزرگ قدس نشان دادند.

مردم مبارز و مقاوم غزه، به نصب بنر در خیابان، کشیدن نقاشی روی دیوار و اقامه نماز غیابی برای امام شهیدمان بسنده نکردند و با وجود کمبود امکانات، با سرودن شعر و ساخت موسیقی و ویدئوهایی با عناوینی چون «از غزه، مادرِ رنجها؛ همه سلامها بر تو»، غم بزرگشان را برای از دست دادن بزرگترین حامی خود نشان دادند.
حالا یک غزه ویران، گرسنه، تنها و درمحاصره بر جای مانده با داغی بزرگ؛ که امیدش از دنیا بریده و نگاهش به آسمان دوخته شده؛ به عرشی که لشکری از شهدای بزرگ مقاومت را به امامتِ والاترین شهید قدس سیدعلی خامنهای عزیز گرد هم آورده و در انتظار فراخوان ظهور به غزه، فلسطین و قدس عزیز چشم دوخته و برای درهم کوبیدن کاخ ظلم و جور و استکبار آمریکاییصهیونیاپستینی لحظهشماری میکند.











