دوری از مدلهای مدیریتی فرسوده با همفکری مدیران فرساینده!
نشست هماندیشی مدیران عامل ادوار بنیاد سینمایی فارابی برگزار شد

برخی از این مدیران سابق فارابی که نسبت به حال و روز امروز سینمای کشورمان و به گواه تاریخ و عملکردشان جزو متهمان اصلی هستند برای اوضاع تولید و سینما مویه کردند و قرار گذاشتند تا این مجلس و رویکرد نعل وارونهاش ادامه پیدا کند. حتماً کارهای برخی از آقایانی که روزگاری برای فراری دادن ستارههای سینمای کشورمان با امثال محسن مخملباف همداستان بودند یا برخی دیگر که نقششان برای به بیراهه کشاندن مسیر سینمای کشورمان تحت عناوین دهانپرکن و خوشرنگولعابی مانند تقویت نهادهای صنفی و برونسپاری وظایف حاکمیتی پنهان شده است، از ذهن تاریخ فرهنگی این کشور پاک نخواهد شد.
به نظر میرسد دوستان برای حفظ ظاهر هم که شده به سمت کنار زدن لایههای ضخیم و چرکآلود مدیریتهای قبلی در سینما و نسخهپیچی برای آینده آن نروند، چه اینکه ممکن است سؤالاتی برای نسل جوانتر ایجاد شود که پاسخشان شرمندگی مدیریتی برخی حضرات باشد؛ سؤالاتی مثل اینکه چه کسانی و با اشاره کدام نحله فکری ستارههای سینمای اول انقلاب را خانهنشین یا مجبورشان کردند که از کشور مهاجرت کنند؟! چه کسانی و با حمایت کدام جریان فکری پرده فیلمها را از سردر سینماها پایین میکشیدند؟! چه افرادی حق مشاوره میگرفتند تا به سینماگران جوان راههای تولید و اکران فیلمهای بدون مجوز را نشان بدهند؟! کدام جریانها بودند که سعی کردند نهادهای صنفی سینمایی را به مراکز سیاستبازی تبدیل کنند؟!
طنز تلخ یک دورهمی
بنیاد سینمایی فارابی به عنوان اصلیترین بازوی حاکمیتی و اجرایی وزارت ارشاد در حوزه فیلمسازی محسوب میشود. روز گذشته که دورهمی مدیران ادوار گذشته این بنیاد به منظور تبادلنظر درباره برنامهریزی بلندمدت آینده بنیاد، بازخوانی تجربههای مدیریتی ادوار گذشته و بررسی نسبت فارابی با نیازهای امروز سینمای ایران برگزار شد اکثر مدیران ادوار قبلی فارابی در آن حضور داشتند و برخی انتقادات قابل تأمل مطرح شد که در نوع خودش طنز تلخی بود. مدیران قبلی این سازمان در قامت منتقد عملکرد مدیران سابق این بنیاد به کاستیها و انحرافات سازمانی و مأموریتی این بازوی حاکمیتی در حوزه تولیدات سینمایی پرداختند.
فارابی چرا تأسیس شد؟
بنیاد سینمایی فارابی پس از پیروزی انقلاب اسلامی و در خردادماه ۱۳۶۲ به دستور «فخرالدین انوار»، معاون وقت سینمایی وزارت ارشاد و گروهی متشکل از سیدمحمد بهشتی، محمدمهدی دادگو، محمد آقاجانی و مهدی مسعودشاهی تأسیس شد. این بنیاد به عنوان بازوی اجرایی سازمان سینمایی مسئول اجرای سیاستهای فرهنگی از طریق حمایت از تولید آثار سینمایی متناسب با فضای ایران پس از انقلاب اسلامی بود. در واقع قرار بود این بنیاد ضمن جهتدهی به تولیدات سینمایی وظیفه شکستن محدودیتهای تحمیلی و تقلیدی در انتخاب سوژهها، حمایت محتوایی از آثار سینمایی با موضوعاتی همچون مقاومت، انقلاب، دفاع مقدس و همچنین حمایت از تولید آثار سینمایی متناسب با رویکردها و سیاستهای فرهنگی مصوب در بنیاد و وزارت ارشاد را بر عهده داشته باشد.
سیدمحمد بهشتی، مؤسس و اولین مدیرعامل بنیاد که هنوز هم بسیاری از افراد به اشتباه فکر میکنند فرزند شهید بهشتی است، تا پیش از تأسیس فارابی سمتهایی مانند «مسئول پخش سیما (۱۳۵۹-۱۳۵۸)»، «مدیر تولید سیما (۱۳۶۰-۱۳۵۹)»، «مدیر گروه فیلم و سریال شبکه اول سیما (۱۳۶۱-۱۳۶۰)» و همچنین «مدیر تشکیلات صداوسیما (همزمان با تأسیس فارابی)» را در کارنامهاش داشته است.
مسببان وضع کنونی منتقد شدند
بهشتی در این نشست میگوید: «همچنان درگیر مدیریت شرایط قرنطینه در حوزه فرهنگ هستیم. اصولاً شیوه مدیریت شرایط قرنطینه، یک شیوه منسوخ است که فرصتهای زیادی را از بین میبرد [!]»
همه کسانی که بخشی از تاریخ سینمای ایران یا مستندهای تولید شده در این رابطه را دیده باشند به خوبی میدانند که همین مدعیان امروز مدیریت قرنطینهای سینما چه بلاهای عجیب و غریبی بر سر سینما، بازیگران و فیلمسازی این کشور آوردند. جالب اینجاست که افرادی مانند بهشتی و انوار که نوک پیکان حمله به سینما و تخریب وجهه انقلاب و انقلابیگری در حوزه فرهنگ بودند با میدانداری افرادی مانند محسن مخملباف، چه ظلمهایی در حق سینما و سینماگران روا داشتند. نکته بسیار جالبتر در مورد مدیریت قرنطینهای که بهشتی از آن یاد میکند، این است که در بهترین حالت باید بگوییم او به عنوان اولین مدیرعامل این بنیاد در مورد وظایف اصلی و ماهوی تشکیل آن، یعنی حمایت از تولید آثار سینمایی متناسب با رویکردها و سیاستهای فرهنگی مصوب در بنیاد و وزارت ارشاد، بیاطلاع است!
یکی دیگر از مدیران اسبق بنیاد فارابی که اتفاقاً او هم همیشه سعی دارد با اظهارات منتقدانه و خوشظاهر، خودش را منتقد وضع موجود و حامی اقدامات صنفی و سینمایی نشان بدهد، محمد مهدی عسگرپور است. عسگرپور که به جز سالهای ابتدایی انقلاب که در صداوسیما بوده، بیشتر دوران فعالیتهایش به مدیریت در حوزه سینما مربوط است، با اشاره به فلسفه شکلگیری نهادهایی مانند فارابی میگوید: «نهادهایی مانند بنیاد سینمایی فارابی براساس یک هدف کلیدی تشکیل شدند، چراکه دولتها نمیخواستند خودشان خیلی از مأموریتهای اجرایی را انجام دهند. بنابراین مجموعههای اثرگذار و چابک را تشکیل میدادند، اما باید بپذیریم که فارابی در دو، سه دهه اخیر، فرزند زمانه خود نبوده است.»
او که سهم عمدهای در شرایط فعلی سینما دارد در حضور مدیران قبلی و بعد از خودش در بنیاد فارابی معتقد است که فارابی فرزند زمانه خودش نبوده و این دقیقاً همان نقد و ایرادی است که خود او و دیگر دوستانش باید به آن پاسخ بدهند که در طول این سالها ضعف مدیریت، ترک فعل و هدایتگری پشت پرده چه کسانی سینما را به سمت زیرزمینی شدن برده است؟! چه کسانی سینماگران جوان را به تولید آثار بدون مجوز و اکران در جشنوارههای خارجی ترغیب کردهاند؟!
به نظر میرسد که این آقایان بهجای نشستن بر صندلی طلبکار و گرفتن قیافه ناجی سینما باید پاسخگوی عملکرد ضعیفشان در کنار ترک فعلها و ایجاد انحراف در مسیر تولیدات سینمایی باشند! باید توضیح بدهند که چه کسانی سینما و عرصه صنفی آن را به جایی برای جولان جریانات سیاسی تبدیل کردند! نگرانی و برنامه دادن برای دستیابی به افقهای آینده قطعاً کار کسانی است که کارنامه کاریشان مملو از ترک فعل و سیاسیکاری نباشد.



