نه به اعدام همان بلند کردن پرچم سفید است
همزمان با اعدام جنایتکاران، باز هم صدای سلبریتیها علیه منافع ملی بلند شده است.

بعد از اینکه دونفر از عوامل جنایت میدان شهید علیخانی اصفهان به دار آویخته شدند، سلبریتیها با استوری «نه به اعدام» فضای مجازی را پر کردند تا در یک ماموریت کاملا تروریستی اجازه مخالفت با خود را از عقلای جمع سلب کنند. اگر خیال کنیم که این رویکرد در راستای خیرخواهی صورت میگیرد یا فرد خوشخیالی هستیم یا تمایل داریم در جهالت خویش دست و پا بزنیم و شُهرهها را بهمثابه تمثال آزادگی درنظر بگیریم، درحالیکه این جماعت به دلیل نشستن سر سفرهای که چندان با ظرفیت ذهنیشان سازگار نیست متوهمانه گمان میکنند که مرکز جهانند و هیچ مرجع و نهادی نباید آزادی بیان را ا ایشان سلب کند.
از سوی دیگر بعضی از گروههای درگیر قدرت هم بهمنظور پیروزی در انتخاباتهای مختلف و اثرگذاری بر دستگاه ادراک حاکمیت هیچ بدشان نمیآید که از قدرت نفوذ سلبریتیها در میان مردم بهره بگیرند تا مطامع سیاسی خویش را جلو ببرند، وگرنه در هیچ کجای دنیا، وقتی موجودیت یک کشور بهواسطه فعالیتهای داخلی و خارجی تهدید میشود، برای برقراری دوباره امنیت هیچ فرد و دستهای ساز ناکوک نمیزند.
در فقره استوریهای مشکوک اخیر که علنا دشمنیشان را با احکام الهی و منصوص نظیر «بغی»، «محاربه» و «قصاص» نشان میدادند و حتی علیه «اذان صبح» لجنپراکنی میکردند یک موضوع و مسئله زمینی هم بسیار آزاردهنده بود.
ما سال 1404 را با دو جنگ 12 و 40 روزه پشت سر گذاشتیم که نتیجه آن شهادت رهبر انقلاب، جمعی از فرماندهان و مسئولین، مردم عادی و رزمندگان مخلص ایران و اسلام بود. در طول این دو جنگ سلبریتیها یا واکنشی به حمله آمریکا نشان ندادند یا اگر هم کاری کردند بدون اسم بردن از آمریکا و اسرائیل بهعنوان مجرمان بیچونوچرای قضیه بود. آنها در استوریها و پستهای خود از جانفدایی در راه ایران میگفتند ولی اشارهای به رفقای باند اپستین نمیکردند و حتی سربازان و فرماندهان مخلص را با پیامهایی نظیر نه به جنگ به بالا بردن پرچم سفید فرامیخواندند.
این قبیل رفتارها کاملا آگاهانه انجام میشود در راستای منافع هستههای الیگارشیست -که نانشان در دستبوسی از آمریکاست- فهم میشود، اما انتظار ما از قوه قضائیه بهعنوان مرجع دادرسی مستقل این است که برای استیلای حکومت قانون هم که شده جلوی سلبریتیهایی نظیر سحر دولتشاهی و بهویژه سارا بهرامی را بهخاطر توهین به اسلام و شهدای وقایع دیماه را بگیرند. زیرا نمیشود از یک طرف هم در فیلمهای نظام مانند «علفزار» و «زندهشور» بازی کرد و هم حکم عادلانه اعدام را زیر سوال برد.
در نهایت، نزاع بر سر «نه به اعدام» فقط یک اختلافنظر حقوقی یا اخلاقی نیست؛ این ماجرا به سنجشی برای تشخیص مرز وفاداری، مسئولیت عمومی و نسبت چهرههای مشهور با امنیت ملی تبدیل شده است. در بزنگاههایی که جامعه هنوز زیر فشار خون، ترور و تهدید خارجی نفس میکشد، هر شعار به ظاهر انسانی میتواند کارکردی سیاسی و حتی امنیتی پیدا کند.
شاید به همین دلیل است که منتقدان این جریان، چنین مواضعی را نه نشانه شجاعت مدنی، بلکه ترجمهای رسانهای از تسلیم میدانند؛ تسلیمی که اگر عادی شود، فردا نه فقط احکام قضایی، که اصل ایستادگی یک ملت را هدف خواهد گرفت.




