علت واقعی ریختن برجهای تجارت جهانی انفجار هواپیما نبود!

شواهد بصری نشان میدهد نابودی برجهای دوقلو نمیتوانسته صرفا نتیجه برخورد هواپیماهای ربودهشده به آنها باشد.
امسال در سالگرد حادثه 11 سپتامبر، حسابهای کاربری آمریکاییها و غیرآمریکاییها در فضای مجازی پر بود از تصاویر گرافیکی مختلفی که میگفتند ماجرای 11 سپتامبر و آنرویداد بهظاهر تراژدی که دروازههای خاورمیانه را به روی سربازان آمریکایی (به نیابت از یهود بینالملل) باز کرد، کار اسرائیل و باند تروریستهایی چون بنیامین نتانیاهو بوده است.
25 سال پس از حادثه، نقاب تزویر و رنگکردن مردم دنیا، فرو افتاده و همه فهمیدهاند، 11 سپتامبر، محرک و اهرمی برای هلدادن آمریکا به جنگهایی بود که دولتمردان غیریهودیاش تمایلی برای ورود به آنها نداشتند اما اراده و خواست یهود بینالملل، بعد از جنگهای جهانی اول و دوم و سپس حمله به افغانستان، خواستار حمله به عراق، سپس سوریه و بعد ایران بود؛ سیاستی که اینروزها مردم ایران هم با گوشت و پوست خود آن را میچشند.
آنچه تا حدودی موجب التیام دردهای آزادیخواهان جهان میشود، این است که هم مردم آمریکا و هم مردم دیگر کشورها به واقعیت پشت پرده حملات 11 سپتامبر پی برده و فضای مجازی را با پوسترهای گرافیکی «Israel did it» پر کردهاند.
به گزارش تسنیم، در همینزمینه بد نیست سرکی به یک کتاب مرجع بکشیم؛ «برتریطلبی یهود» به قلم دیوید دوک که توسط مصطفی حسامی ترجمه شده و چاپ سومش که بهتازگی به بازار آمده، با تعلیقات و ضمیمههایی همراه است که مترجم، خود آنها را نوشته است. یکی از اینضمیمهها، مقالهای با عنوان «توطئه 11 سپتامبر: مرکز تجارت جهانی در کنترل دار و دسته نتانیاهو» است که مرور و مطالعه کامل آن، در سالگرد 11 سپتامبر و روزگاری که مردم ایران، جنگهای 12 روزه و 40 روزه را پشت سر گذاشته و هنوز هم در حال درگیری مستقیم با آمریکا هستند، بیلطف نیست!
اینیادداشت در حکم چراغی برای جستجوگران واقعی حقیقت در دنیایی است که یهود بینالملل با رسانه و تبلیغات، هرچه بیشتر سیاه و ظلمانیاش میکند. 11 سپتامبر هم نمونه دیگری از نمایشهای بزرگ و به قول معروف بیگ پروداکشنی است که صهیونیسم یا همان یهود بینالملل با آنها مردم جهان را سر کار میگذارد تا اهداف شیطانی خود را پیش ببرد.
پیش از درج اینیادداشت، دیوید دوک در کتاب چندصد صفحهای خود ثابت کرده، حادثه 11 سپتامبر با هماهنگی و اطلاع قبلی موساد و رژیم صهیونیستی انجام شد و حسامی در یادداشت خود ضمن اشاره به اینموضوع، به مطالب و جوانب دیگر ماجرا اشاره دارد.
در ادامه مشروح نوشتار مورد نظر را میخوانیم:
حمله تروریستی هولناک 11 سپتامبر 2001 به آمریکا در طلیعه قرن جدید میلادی که تبعات سیاسی و امنیتی و حتی فرهنگی ویرانگری برای جهان داشت و عملا فصل بیسابقهای از نظامیگری رژیم آمریکا و یهود را آغاز کرد که غرب آسیا را به آتش کشید و آتش اسلامستیزی و اسلامهراسی را به جان دنیا انداخت، نیازمند توجه پژوهشی جدی است، اما مایه بسی تاسف است که ماهیت اینحادثه در کشور ما در بین روزنامهنگاران، محققان و اساتید روابط بینالملل به غیر از نوادری، مسکوت قرار گرفته با اینکه ایران، همسایگان و متحدانش از اهداف سیاست تهاجمی آمریکا بعد از اینرویداد سیاه بودهاند.
اینجانب چندصد ساعت درباره اینحادثه شوم مطالعه کردهام و مانند دهها محقق مستقل در سراسر دنیا، خصوصا خود آمریکا، شواهد واضح یکتوطئه بزرگ و رعبآور در اینحادثه حتی با جزئیات و عواملش برایم آشکار شده است. با اینحال بحث از ابعاد مختلف اینحادثه با توجه به تحقیقات، روایات و شواهد متنوع آن خود به چند جلد کتاب نیاز دارد؛ گرچه برای روشنشدن شواهد توطئه در اینحادثه نیاز به تحقیق جامع از تمام ابعاد آن نیست. به قول دکتر کوین برت، استاد عربشناسی سابق دانشگاه ویسکانسین و گرویده به دین مبین اسلام در دهه 1990، آنچه توطئه 11 سپتامبر را حیرتانگیز میکند، این نیست که چهطور ایندسیسه را توانستهاند پنهان کنند؛ بلکه این است که چهطور آن را اینقدر آشکار و واضح انجام دادهاند!
با اینحال با توجه به موضوع کتاب، در اینبخش بر نقش رژیم یهود در اینحادثه تمرکز میکنیم. در کتاب شواهد اطلاع قبلی صهیونیستها از اینحادثه و نقش احتمالی موساد در آن را خواندید. در مقدمه چاپ قبلی کتاب، روزنامهنگار و محقق آمریکایی کریستوفر بولین را برای شواهد مفصل نقش رژیم یهود در اینتوطئه شیطانی معرفی کردم. با اینحال پیش از پرداخت به بحث اصلی اینبخش، مناسب میدانم یادی از مرحوم دکتر دیوید ری.گریفین الهیدان پویشی و از شاگردان فیلسوف نظامساز معروف آلفرد نورث وایتهد کنم و آثار عالمانه او در تحلیل و نقد روایت دولت جورج بوش از اینحادثه را به خوانندگان فرهیخته توصیه کنم.
دکتر گریفین با تحلیل و بررسی موشکافانه روایت رسمی دولت جورج بوش از حادثه 11 سپتامبر در شعاع شواهد مقابل، به اینجمعبندی میرسد که افرادی در ارتش و دولت آمریکا حادثه 11 سپتامبر را برنامهریزی و اجرا کردهاند و بدینترتیب، بدبینانهترین فرضیه اولیه خودش درباره ارتباط دولت آمریکا با اینحادثه را تایید کرد.
اما دیوید دوک در اینکتاب چنانچه دیدیم، تنها در یکفصل برخی مستندات مربوط به اطلاع قبلی اسرائیل و موساد در اینحادثه را ارائه میکند. با آنچه در اینکتاب درباره پیوستگی رژیم سیاسی یهود با یهودیت غالب جهانی، و سلطه نومحافظهکاری یهودی نزدیک به رهبران اسرائیل بر مناصب کلیدی دولت جورج بوش خواندیم، روشن است که توطئهای به اینعظمت صرفا از طریق اعمال نفوذ یکسرویس جاسوسی بیگانه نمیتواند انجام شده باشد؛ بلکه بدون سیطره و استیلای یهودیان بر اقتصاد و نظام سیاسی آمریکا، موساد مطمئنا قادر به طراحی و اجرای چنین توطئه پیچیدهای نبود. از همینجهت، برای تکمیل روایت اینکتاب از نقش رژیم صهیونیستی در اینتوطئه، از منظر نقش اولیگارشی مالی یهودی مسلط بر آمریکا، یکی دیگر از ابعاد مهم اینتوطئه را آشکار میکنم.
اینبحث مشخصا ناظر به مسئله مالکیت مرکز تجارت جهانی است که برجهای دوقلوی آن در اینحادثه مورد هدف قرار گرفت. مسئله مالکیت از اینجهت مهم است که شواهد بصری به وضوح این را نشان میدهد که نابودی برجهای دوقلو نمیتوانسته صرفا نتیجه برخورد هواپیماهای ربودهشده به آنها باشد و احتمالا ناشی از تخریب کنترلشده بوده است و این ظنی بود که در بین بسیاری از ناظران، از همانروز حادثه شکل گرفت. با اینحال در قبال پرسشها و تشکیکات زیاد درباره تروریستیبودن حادثه، طبقه حاکمه آمریکا کوشیدند به روایت رسمی یکصورت شبهعلمی بدهند.
در اینراستا، آژانس فدرال مدیریت بحران و انجمن مهندسان عمران آمریکا تحقیقات اولیهای انجام دادند و اینفرضیه را مطرح کردند که آتشسوزی عامل تزلزل سازه فولادی برجها و سقوط آنها بوده است. با اینحال، آنها به دلیل عدم اختیار دسترسی به بسیاری از دادهها، خواستار تحقیق دوباره و کامل با اختیارات لازم شدند. کنگره آمریکا طی مصوبهای ایندرخواست را اجابت کرد و تیمهای تحقیقاتی مزبور را به ذیل موسسه ملی استانداردها و تکنولوژی منتقل کرد. گزارشی تحقیقی جدید فرضیه اولیه را تصدیق کرد و تفصیل داد. اینگزارش نتیجه گرفت که فرو ریزی برجها در اثر نرم و خمشدن خرپاهای پشتیبان طبقات در اثر حرارت ناشی از اشتعال سوخت هواپیماها بوده که نهایتا منجر به سقوط طبقات محل اصابت هواپیماها روی طبقات زیرین و وقوع تخریب پلکانی عمودی شده است.
جنبش حقیقت 11 سپتامبر و مشخصا سازمان غیردولتی معماران و مهندسان طرفدار حقیقت 11 سپتامبر، انتقادات جدی به گزارش ان.آی.سی.تی وارد کردند. مهمترین نقد آنها این است که طبق تصاویر و فیلمها آن چیزی که در جریان است، تخریب پلکانی و سقوط طبقات پایین زیر فشار طبقات بالا نیست بلکه آنچه واقعا رخ میدهد و در تصاویر و فیلمهای حادثه کاملا مشخص است، تجزیه برجها از داخل به بیرون در حین سقوط است که طی آن نیممیلیون تن بتن و فولاد از هر برج و تمام محتوای برجها تقریبا بهطور کامل تبدیل به خاک نرم و مواد مذاب یا حتی بخار فولاد میشوند و پخش شده و فرو میریزند! با پراکندهشدن اینذرات در آسمان و محیط اطراف، تقریبا هیچ آواری از این دو برج 110 طبقهای بر روی زمین باقی نمیماند!
روشن است که پودرسازی و مذابسازی حیرتانگیز دو برج، آن هم در مدت چند ثانیه، تنها با واکنش هستهای ممکن است! یکفیزیکدان آلمانی بهنام هاینز پامر چندسال پیش اینفرایند هستهای را مدلسازی کامل کرده است که طی آن، فرایند شکاف و جوش هستهای از زیر قاعده سنگی ساختمانها منجر به شلیک نوترونی عمودی از پایین در طول دالان آسانسورهای برجها شده تا اینانرژی سهمگین برجها را از داخل به سمت بیرون تجزیه کرده و فرو ریزاند!
آنچه گفته شد خلاصهای از یافتههای هولناک نزدیک به 2 دهه تحقیقات گروههای مستقل در ابعاد فنی و مهندسی اینتوطئه بزرگ است. اما غرض من نه تمرکز روی اینجنبه فنی، بلکه تاکید بر اهمیت مالکیت برجهاست که برای آمادهسازی قبلی آنها برای تخریب هستهای ضروری بوده است.
آنگاه که در اینباره تحقیق میکنیم، به تیمی از سرمایهداران یهودی اسرائیلی – آمریکایی میرسیم که مرتبط با رهبران اسرائیل چون ایهود باراک و بنیامین نتانیاهو بوده و برخی از آنها حتی با سابقه خدمت در گروههای تروریستی یهودی بنیانگذار رژیم یهود هستند.
لری خوششانس! رفیق اشرار اسرائیل!
سردسته اینها لری سیلورستین است. او یکمیلیاردر یهودی آمریکایی متولد نیویورک است که در املاک و ساختمان سرمایهگذاری میکند. سیلورستین در 1980 مناقصه ساخت ساختمان شماره 7 مجتمع تجارت جهانی را برنده شد. دو دهه بعد او مجددا سراغ اینمجتمع آمد و در 24 جولای 2001 کل آن را به قیمت 3.2 میلیارد دلار اجاره 99 ساله کرد که شامل حق و تعهد بازسازی آن در صورت تخریب میشد! او خودش علنا اعلام کرده قصدش از خرید اینمجتمع تخریب و بازسازی آن بوده است.
با توجه به فاصله کم زمانی بین خرید و حادثه 11 سپتامبر باید گفت اینحادثه برای او بسیار مغتنم از کار درآمده چون کار تخریب را تروریستها بدون زحمت و هزینه او انجام دادند! جالبتر اینکه میدانیم در غیر اینصورت اصولا سرمایهگذاری در اینمجتمع اقتصادی نبوده چراکه عمرش قدیمی و فاقد زیرساختهای ارتباطی مناسب عصر اینترنت بود و همینطور سرشار از مواد سمی آزبست بوده که هنگام ساختش بهعنوان عایق حرارتی استفاده شده بود که بهزودی استفاده از آنها در آمریکا ممنوع شد. به همیندلیل، تخریب و بازسازی اینمجتمع موقوف بر زدودن دهها تن آزبست بود که هزینه آن بسیار بالا و طبق برخی برآوردها حتی بیش از قیمت خود مجتمع بود!
بنابراین با اینواقعیت عجیب روبرو میشویم که فقط با وقوع حادثهای فرضا پیشبینینشده، هزینه زدودن آزبستها برطرفشده و سرمایهگذرای در مجتمع اقتصادی میشود! آیا ایناتفاقی بوده؟! آیا اینشواهد قطعی نیست که سیلورستین دستکم از وقوع اینحادثه اطلاع قبلی داشته؟! سیلورستین به اینپرسش که انگیزهاش از خرید مجتمع چه بوده به گفتن اینسخن عجیب اکتفا کرده که: «من دچار شوقی قوی برای تملک آنها شدم!»
اینگونه یکسرمایهدار بزرگ وانمود میکند صرفا از روی یکهوس تصمیم به چنین سرمایهگذاری عظیمی گرفته است!
گفتنی است تخریب برجها با وجود آزبستها منجر به یکفاجعه سلامتی برای تمام اهالی نیویورک که در معرض گرد آزبست قرار گرفتند، شد. سخن از ابتلای دهها هزار نفر به انواع سرطانها و مرگ چندین هزار نفر از آنها تا همین امروز است! در حقیقت چندسالی است مرگ و میر ناشی از بیماریهای 11 سپتامبر از تعداد کشتهشدگان مستقیم حادثه پیشی گرفته است.
آنچه اطلاع قبلی را تقویت بلکه تایید مضاعف میکند، اقدام سیلورستین به افزایش بیمه مجتمع تنها 11 روز قبل از حادثه است که شامل خسارت تروریسم هم میشده! جالب اینکه بعد از حادثه، سیلورستین با طرح اینادعا که دو حادثه تروریستی اتفاق افتاده، 6.2 میلیارد دلار یعنی 2 برابر مبلغ خرید مجتمع طلب غرامت میکند! نهایتا طبق مصالحهای که دادگاه بین او و شرکتهای بیمهکننده انجام میدهد، او 4.6 میلیارد دلار یعنی 1.5 برابر قیمت مجتمع را به دست میآورد! لذا با یک اقدام تروریستی روبهرو هستیم که برای مردم عادی آمریکا و غرب آسیا مایه وحشت و خسارت و جنگ بوده اما سرمایهگذاری غیراقتصادی لری را تبدیل به یک ثروت بادآورده میکند!
باز عجیبتر غیبت او و فرزندان و شرکای اسرائیلی-آمریکاییاش در روز حادثه است؛ با اینکه لری بعد از خریدن اینمجتمع معمولا هر روز صبح در دفترش در برج شمالی حضور داشته است! توجیه او برای غیبت خودش، ویزیت متخصص پوست با قرار همسرش بوده که تصنعیبودن آن با توجه به دلایل اطلاع قبلی او از حادثه واضح است. اینها موید شواهد دیوید دوک از اطلاع قبلی صدها مراجع اسرائیلی مجتمع و غیبت آنها در روز حادثه است.
داستان موقعی واضحتر میشود که پی میبریم سیلورستین دوست صمیمی رهبران اسرائیل چون آریل شارون، ایهود باراک و بنیامین نتانیاهو بوده؛ چنانچه حتی طبق گفته خودش، هر روز صبح در دفترش با نتانیاهو تلفنی صحبت میکرده است.
از شرکای لری خوششانس در خرید مجتمع تجارت جهانی، فرانک لویی است. او یک یهودی چکسلواکی با سابقه رزم در گروه تروریستی هاگانا و تیپ گولانی در جنگ تروریستی اسرائیل در سال 1948 علیه مردم فلسطین است. چندی بعد از جنگ آغازین اسرائیل، او به استرالیا و آمریکا رفت و بهزودی سرمایهگذار توسعه مراکز خرید شد و چند اندیشکده سیاسی و امنیتی تاسیس کرد. او در سرزمینهای اشغالی نیز خصوصا فعالیت داشت و مشخصا به دانشگاه تلآویو کمک مالی میکرد. هنگام تصمیم سیلورستین برای خرید مرکز تجارت جهانی، شریکش لویی بخش فروشگاه آن را خرید. او هم مانند لری، روابط نزدیکی با رهبران برجسته اسرائیل داشت.
در کنار دو سرمایهگذار مجتمع تجارت جهانی، دو یهودی دیگر با نامهای لوییس آیزنبرگ و رونالد لادر هستند که مسئول خصوصیسازی و فروش اینمجتمع از جانب اداره بندر نیویورک به سیلورستین و لویی بودند و هر دو دارای روابط نزدیک با اسرائیل! با جست و جوی اطلاعات بیشتر درباره این 4 شخصیت، خواننده گرامی میتواند با دامنه وسیع فعالیتهای سیاسی و اقتصادی و حتی فرهنگی آنها در جهت منافع یهودیت غالب و رژیم یهود در و خارج از آمریکا آشنا شود.
چنانکه میبینید، این یهودیان دارای موقعیت و نفوذ فراوان در آمریکا بودند؛ در حدی که لازمه طراحی و اجرای توطئهای به اینعظمت بوده است! و این تابع الگوی کلی سیطره یهودیان بر شئون مختلف تمدن غرب است که در اینکتاب مستند شد و نشان میدهد یهودیت غالب با سیطرهای که بر تمدن مدرن دارد میتواند به چه شرارتهای تصورناپذیری دست بزند!




