معتقدم برای هر موضوعی می‌توان «پیام» و نسبتی با «قرآن» یافت

«حامدشاکر نژاد» با انتقاد از بهره مندی سطحی گروه های مختلف جامعه از قرآن؛ گفت: تا زمانی که قرآن از سطح لفظ و تعارف به سطح نظام تصمیم‌سازی و سبک زندگی وارد نشود، این فاصله همچنان باقی خواهد ماند. در حوزه سینما و هنر نیز همین مسئله مطرح است. به عنوان نمونه، برنامه «محفل» تلاشی در جهت نشان دادن کارکرد اجتماعی قرآن انجام داد. مقصود این است که مردم با امر واقعی ارتباط برقرار می‌کنند و آن را می‌پسندند. ما نگفتیم که افراد شبانه‌روز صرفاً به تلاوت بپردازند؛ بلکه سخن این بود که قرآن می‌تواند در متن زندگی جاری باشد و با موضوعات روز و مسائل اجتماعی سنخیت و مطابقت پیدا کند.

«حامد شاکرنژاد» قاری بین المللی و داور برنامه قرآنی محفل در گفت و گو با خبرنگار سینماپرس در مورد وضعیت تولیدات هنری و رسانه ای در زمینه قرآن و ترویج و تبلیغ آن اظهار داشت: نکته‌ای که به نظر من می‌رسد این است که اقدامات رسانه‌ای و هنری در زمینه ترویج قرآن کافی نیست و حتی به سطح مطلوب نیز نزدیک نشده‌ایم. پس از انقلاب، در معنای کلی، اتفاقات مثبتی در حوزه توجه به قرآن رخ داد. از منظر هنر نیز، با توجه به تعبیری که رهبری درباره «هنر مقدس» و اینکه تلاوت قرآن یک هنر مقدس است مطرح کرده‌اند، نگاه ویژه‌ای به قرآن شکل گرفت.

وی افزود: اما مسئله اینجاست که وقتی درباره قرآن و اهل‌بیت سخن می‌گوییم، گویی با امری مواجهیم که بیش از آنکه در زندگی جاری باشد، در سطح یک امر والا و دست‌نیافتنی باقی مانده است؛ چیزی بسیار خوب، اما مبهم، بی‌کارکرد و صرفاً ستودنی. این سخن به معنای انکار کوتاهی‌ها نیست؛ قطعاً کاستی‌هایی وجود داشته است. اما مسئله اصلی، یافتن راه‌حل است.

شاکر نژاد با بیان این مطلب که ما پس از انقلاب به‌سمتی حرکت کرده‌ایم که قرآن را همچون گنجی ناشناخته معرفی کرده‌ایم؛ تصریح نمود: گنجی که گویی تمایل داریم همچنان ناشناخته باقی بماند. دائماً از برکت قرآن، نور بودن قرآن و عبارات کلی سخن می‌گوییم، اما در عمل، از آن بُتی ساخته‌ایم غیرقابل دسترس و غیرقابل استفاده. می‌گوییم قرآن جامع همه چیز است، برای هر زمان و هر لحظه تفسیر به‌روز دارد؛ اما ذهن‌ها غالباً به همان مفاهیم محدود و تکرارشونده معطوف می‌شود.

او ادامه داد: قرآن را کتاب انسان‌ساز و هدایت معرفی می‌کنیم، به نزول الهی و تضمین حفظ آن اشاره می‌کنیم و می‌گوییم اگر به آن رجوع کنیم هدایت می‌شویم؛ اما پرسش اینجاست که این رجوع دقیقاً چگونه و در کجای زندگی ما محقق می‌شود! چرا جوامع اسلامی تا این اندازه در سطح لفظ و شعار نسبت به قرآن اظهار ارادت می‌کنند، اما در عرصه عمل نشانی از آن دیده نمی‌شود!

مشاور فرهنگی وزیر راه و شهرسازی با اشاره و تاکید بر لزوم توجه به کارکرد عملی قرآن در زندگی بیان کرد: به نظر می‌رسد باید کارکرد اجتماعی قرآن را مورد توجه قرار دهیم. ما دائماً درباره اهل‌بیت، احادیث و سخنان ایشان سخن می‌گوییم و بر صحت و عظمت آن تأکید می‌کنیم. قرآن را اعجاز و خط قرمز زندگی خود می‌دانیم، حتی غیرمسلمانان نیز به آن رجوع می‌کنند و در پی بهره‌گیری از آن هستند؛ اما جایگاه واقعی آن در زیست روزمره ما کجاست؟ اگر صادقانه پاسخ دهیم، باید بگوییم که حضوری پررنگ و عینی در ساختار زندگی ما ندارد.

وی افزود: جلساتی با عنوان قرآن برگزار می‌شود و مسئولان عالی‌رتبه حضور می‌یابند. گفته می‌شود مادامی که به قرآن تمسک کنیم هدایت می‌شویم. اما این تمسک چگونه تعریف می‌شود؟ مدل اجرایی آن چیست! سازوکار آن کدام است! بازخوردش چگونه سنجیده می‌شود! و چه تغییری قرار است در زندگی فردی و اجتماعی ما ایجاد کند!

او ادامه داد: من زمانی که مسئولیت مدیریتی پذیرفتم با این باور که خدمتگزار مردم هستم بیش از پیش این مسئله را درک کردم که هر انسان، در هر جایگاهی، نسبت به محیط پیرامون خود مسئول است؛ نسبت به سخنی که می‌گوید، تصمیمی که می‌گیرد، رفتاری که بروز می‌دهد. حال اگر مسئولی که تصمیم‌گیر است، هرچند آشنایی اندکی با قرآن داشته باشد، تصمیماتش با ظرف و معیار قرآن تطابق نداشته باشد، اما در سخنان خود از واژگان و تعابیر قرآنی استفاده کند، در واقع دچار خطاست؛ حتی اگر خود به این خطا آگاه نباشد.

شاکر نژاد با انتقاد از بهره مندی سطحی گروه های مختلف جامعه از قرآن اظهار داشت: تا زمانی که قرآن از سطح لفظ و تعارف به سطح نظام تصمیم‌سازی و سبک زندگی وارد نشود، این فاصله همچنان باقی خواهد ماند. در حوزه سینما و هنر نیز همین مسئله مطرح است. به عنوان نمونه، برنامه «محفل» تلاشی در جهت نشان دادن کارکرد اجتماعی قرآن انجام داد. مقصود این است که مردم با امر واقعی ارتباط برقرار می‌کنند و آن را می‌پسندند. ما نگفتیم که افراد شبانه‌روز صرفاً به تلاوت بپردازند؛ بلکه سخن این بود که قرآن می‌تواند در متن زندگی جاری باشد و با موضوعات روز و مسائل اجتماعی سنخیت و مطابقت پیدا کند.

وی افزود: دیدیم که «محفل» به یکی از پربیننده‌ترین برنامه‌های تلویزیون تبدیل شد، در حالی که به طور معمول هیئات مذهبی در کشور ما پرشورتر از جلسات قرآنی‌اند و برنامه‌های قرآنی کمتر چنین بازتاب گسترده‌ای داشته‌اند. استقبال گسترده از این برنامه نشان داد که مردم به دنبال معنا و کارکرد عینی و ملموس‌اند، به شرط آنکه اراده‌ای برای معرفی درست و نشان دادن آن وجود داشته باشد.

این قاری تصریح نمود: در سینما نیز همین منطق حاکم است. اگر تعریف دقیقی از «داستان» داشته باشیم و نسبت آن را با مفاهیم قرآنی درست تبیین کنیم، قطعاً می‌توان انتظار یک اتفاق مبارک را داشت. البته امروز نوعی جریان‌سازی در حال شکل‌گیری است؛ اما اگر این جریان با حفظ استانداردهای هنری، با کیفیت مطلوب و در عین حال با جهت‌گیری روشن همراه شود، می‌تواند اثرگذار باشد. مسئله این نیست که صرفاً جلوه‌های هنری رعایت شود؛ جهت و سمت‌وسو نیز اهمیت دارد.

وی افزود: واقعیت این است که هر گوشه‌ای از زندگی را اگر در ظرف قرآن قرار دهیم، برای آن پیام و معنا وجود دارد. لزومی ندارد دائماً با تصریح و شعار بگوییم «قرآن می‌گوید». دعوت به دین همیشه از مسیر زبان نیست؛ رفتار و عمل نیز خود دعوت‌کننده است. اگر کنش و سلوک ما منطبق با ارزش‌های قرآنی باشد، اثر تربیتی خود را خواهد گذاشت. در حوزه فیلم نیز همین‌گونه است؛ اگر اثر هنری جهت صحیح داشته باشد، به تدریج جای خود را باز می‌کند و مفهوم قرآنی در جان مخاطب می‌نشیند.

«حامد شاکرنژاد» در پایان این گفت و گو خاطرنشان ساخت: ممکن است گفته شود برخی موضوعات اساساً با قرآن مطابقت ندارند؛ اما من معتقدم برای هر موضوعی می‌توان پیام و نسبتی با قرآن یافت. مسئله اینجاست که ما اساساً در پی استفاده از این ظرفیت نبوده‌ایم و نقد من نیز ناظر به همین نکته است. برنامه «محفل» تجربه‌ای موفق و اثرگذار بوده است، اما نباید به همان بسنده کرد. این تجربه باید تبدیل به الگو شود؛ پیرامون آن نشست‌های تخصصی، کنفرانس‌ها و سمینارهای علمی برگزار شود و ابعاد آن مورد تحلیل قرار گیرد تا بتوان از آن در حوزه‌های دیگر رسانه و هنر نیز بهره گرفت.

نوشته های مشابه

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − 15 =

دکمه بازگشت به بالا