رقص روی خون مردم ایران

تصاویر منتشرشده از رقص و پایکوبی عوامل فیلم بهاصطلاح ایرانی «کمی نور» بر روی فرش قرمز و حواشی هشتاد و سومین دوره جشنواره فیلم ونیز، بار دیگر نقاب از چهره جریانی برداشت که هنر را نردبانی برای خودنمایی، تحقیر هویت ملی و جلب لبخند رضایت محافل ضدایرانی و اروپایی قرار دادهاند.
محمد قربانی| این صحنهها و رفتارهای سرمستانه، یک سند آشکار از تناقض و بیصداقتی جریان شبهروشنفکری سفارشیساز است. اثری که با سرمایهگذاری چند کشور خارجی (از کانادا و ترکیه تا برخی دولتهای اروپایی) و با ادعای پرداختن به رویدادهای تلخ و بحرانهای جامعه ایران ساخته شده، فیلم تلاش میکند تصویری سیاه، بنبستزده و درمانده از زندگی ایرانیان به نمایش بگذارد؛ اما درست در لحظهای که دوربینهای رسانهای غربی روشن میشوند، همان سازندگان و بازیگران که سنگ غم و رنج مردم را به سینه میزدند، بر روی خونها و اندوههای ادعایی خود به رقص و طرب میپردازند.
برای این طیف از فیلمسازان، التهابات اجتماعی و حوادث تلخ کشور، سوژهای برای حضور در ضیافتهای پر زرقوبرق اروپاست. آنان «رنج» مردم را قاب میگیرند تا بتوانند با آن در ایتالیا و فرانسه برای خود کف و سوت بخرند. خندهها و رقصهای مستانه عوامل این فیلم درست پس از نمایش اثر، عیانترین گواه بر این است که این مدعیان تا چه اندازه با درد واقعی مردم فاصلهدارند و تلخیها را صرفا به عنوان ارز صادراتی برای پاسپورتهای جشنوارهای خود مصرف میکنند.
اگر سازندگان فیلم ذرهای به شعارهایی که در مصاحبههای خارجی سر میدهند و ادعاهایی که درباره همدردی با آسیبدیدگان حوادث دارند پایبند بودند، حرمت سوژهای را که دستمایه فیلمشان قرار داده بودند نگه میداشتند. پایکوبی علنی روی فرش قرمز، توهینی آشکار به افکار عمومی و نشانهای از بیاعتنایی مطلق آنان به هر آن چیزی است که نام «درد مردم» بر آن گذاشتهاند. حتی همان مردمی که اینها معتقدند در حوادث دی ماه توسط نظام اسلامی کشته شدهاند؛ همدردی و یاد کردن از کودکان میناب پیشکش.




